شايد پرداختن به کنسرتي که براي 6 - 5 سال پيش است در حال حاضر بيربط به نظر برسد؛ اما ميتوانيد اين پيشنهاد را آزمايش کنيد و ببينيد که بدجور جواب ميدهد! از کنسرت «همنوا با بم» ميگويم. کنسرتي که پس از سالها دوري «استاد محمدرضا شجريان» از صحنه موسيقي زنده داخل کشور، او را بار ديگر با اين صحنه و هواداران سينهچاکش آشتي داد. (تا پيش از اين براي استفاده از لفظ «استاد» مشکل داشتم. چند بار در جاهاي مختلف نوشتم که بت ساختن از هنرمندان به نفع هيچ کس نيست، نه خود آنها و نه مردم... اما امروز نه تنها واژه استاد را براي«محمدرضا شجريان» کم ميدانم و بر آن تاكيد دارم، بلکه با خود عهد کردهام که ديگر اسم او را بدون پيشوند و پسوند تکريم نياورم!)
بيش از يک دهه قبل بود که قرار بود کنسرت استاد در تالار وحدت برگزار شود اما دوستان همين کساني که امروز او را با ساسي مانکن مقايسه ميکنند(!) مقابل ورودي تالار اجتماع كردند تا کنسرت ايشان در سختترين شرايط برگزار شود و پس از آن اعلام کند «تا وقتي اوضاع بدين ترتيب است، قيد برگزاري کنسرت در ايران را ميزند.»
For the first time in Egypt and Lebanon and as part of Al-Mawred Al-Thaqafy's (Culture Resource) Spring Festival organised in both Egypt and Lebanon, Persian classical music rising star Kayhan Kalhor, who has a formidable international reputation as a virtuoso on the kamancheh, performed at concerts in Cairo and Beirut. His improvisations of Iranian folk songs were performed at a concert at Al-Genena Theatre of Al-Azhar Park last Saturday and at another concert in Beirut on 8 May at the Sunflower Theatre.
Kalhor has toured the world as a soloist with various ensembles and orchestras, including the New York Philharmonic and l'Orchestre National de Lyon. He has composed works for Iran's most renowned vocalists, Mohamed Reza Shajarian and Shahram Nazeri. Three of his recent recordings have been nominated for Grammy Awards, including two previous World Village releases, Faryad and Without You.
+ نوشته شده در جمعه 23 اسفند1387ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
يك سال از درگذشت حاج قربان سليماني «راوي نامي بخشيهاي خراسان» گذشت.
حاج قربان سليماني « بخشي و نوازنده دوتار » خواننده موسيقي محلي شمال خراسان بود.
او در عليآباد قوچان بدنيا آمد. پدرش کربلايي رمضان، خود از دوتارنوازان مشهور شمال خراسان بود و از اين رو حاج قربان هم از هفت سالگي دوتار به دست گرفت و شاگرد پدر شد.
مقدمه علیرضا محمودی: افتخار داریم در مسیری گام بنهیم که رهروان ثابت قدمی به آن پای نهاده و در آن حرکت می کنند.خدا را سپاس می گوییم که مجال و زمان را برما فراخ گرداند و راه را گشاد و ذهن را یاری داد تا تنی چند لغت را کنار هم بچینیم و جمله ای بسازیم تا در حد توان و وسعمان قصه ای از درونیات را برایتان روایت کنیم.قصه جانکاه از دست دادن زن و مرد و پیر و جوانی از گوشت و پوست و خون مان را.کودکانی را از دست دادیم که امید و آینده ایران و بم بودند.غرش زمین به یک باره بیش از یکصد هزار نفر را در خود فرو برد تا بار دیگر به ما بفهماند که زندگی جز به دوستی و مهر فرجامی خوش نخواهد داشت.غرش زمین باعث شد بدانیم که هنوز توان دوست داشتن در ما نمرده است.لرزه زمین به ایران و ایرانی یاد داد که جز مودت و دوستی به چیز دیگری نیاندیشیم.ادامه در وبسایت اوای دل..در اینحا
هم نوا با بم،متحول کننده موسیقی از هستی ارجمند: شاید تا قبل از اینکه لوح فشرده ی تصویری همنوا با بم به صورت گسترده در ایران عرضه شود باور اینکه روزی فرا برسد که در مملکت خودمان بتوانیم موسیقی خودمان را به صورت تصویری و آن هم در کیفیت بالا به عموم مردم عرضه کنیم کمی دشوار و شاید هم ناممکن بود. استاد شجریان با همنوا با بم تحول عظیمی را در موسیقی زمان خود ایجاد کردند و باعث به راه افتادن جریان های بسیاری در موسیقی اصیل گردیدند که راه را برای بسیاری از جوانان تازه کار هموار نمود. ما در این مجال سعی می کنیم به چند نمونه از آنها اشاره کنیم : ادامه در وب سایت اوای دل...در اینجا
اوازهای استاد در بم و اوج از حواد بیات تشخیص هنرمندان واقعی و فهمیدن معنای هنرمند ، در زمانی که اتفاق نادری به وقوع می پیوندد کار راحت تری ست . عکس العمل های هر فرد و هنرمندی نسبت به آن اتفاق می تواند نتایج جالبی در شناخته شدن شخصیت های هنرمندان ما داشته باشد . شجریان یکی از معدود هنرمندانی (به معنای واقعی کلمه) است که با هر پیشامدی برای جامعه خویش دل به سکوت خوش نکرده و نمی کند. او همواره به صورتی و در حد توان و تخصص خودش به یاری بهبود بخشیدن به درد جامعه شتافته است . کنسرت همنوا با بم نیز نمونه ای از این حرکات و هنرنمایی های یگانه اسطوره ی موسیقی جهان (اغراق نیست ، بلکه با اطمینان تمام می گویم که در تمام دنیا ، هنرمندی همانند شجریان نخواهید یافت) بود . سالها کنسرت نداشتن در ایران ، گروهی قوی ، آهنگسازی فوق العاده ، فاجعه ی بم و .... همگی باعث شدند که همنوا با بم تا ابد در اذهان دوستداران موسیقی بماند و جلوه ای از آرمانهای موسیقی برای مردم را در آن به رخ بکشد...ادامه در وبسایت اوای دل..در اینجا
دو صد گفته چون نیم کردار نیست از عارف پور از دیر باز در ذهن همه ما ایرانیان این گفته نقش بسته که مقبول نگردد سخنی و عملی که از جان و دل نباشد..باید باور داشته و ایمان بیاوریم تا بتوانیم به قدر و اندازه مان این سخن را بر دل مخاطبان بنشانیم و او نیز بپذیرد..اگر از مرگ می گوییم باید خود باور به مرگ و جهان پس ازآن داشته باشیم .اگر از عشق می گوییم باید خود سوخته عشق باشیم تا نطق مان کارگر افتد..این یک روی سکه است..روی دیگر آن این است که از خودمان و دورنمان هدیه ای بدهیم..از خودمان کنده و به مخاطب بدهیم..همان کاری که فرهاد در قبال شیرین انجام داد.:..ادامه در وبسایت اوای دل..در اینجا
+ نوشته شده در جمعه 27 دی1387ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
ایمان پاکنهاد..موسیقی روزنامه اعتماد/شنبه ۱۴ دی ماه
نمي دانم براي چه اين تيتر را انتخاب کرده ام چون هيچ ربطي به سطوري که در پي خواهد آمد ندارد. اصلاً چرا بايد تيتر هميشه به مطلب ربط داشته باشد. تا اصل موضوع يادم نرفته به سراغش مي روم. در تاکسي نشسته بودم. مطابق همه محرم هاي پيشين که تاکسي ها يا راديو گوش مي دهند يا به صداي بسيار بلند مداحي ها دل مي سپرند ، راننده اين تاکسي هم راديو را روشن کرده بود. و باز مثل هميشه موج راديو روي صد و چهار مميز هفت تنظيم شده بود. حدود ده دقيقه يي هم به موعد اخبار باقي بود. صداي ني به سختي شنيده مي شد. از راننده خواستم صداي راديو را بيشتر کند. پس از نگاه عاقل اندرسفيهي که انگار درخواست خلاف شرعي از او کرده باشم پيچ راديو را کمي چرخاند تا صداي سه تار را هم بشنوم. برنامه تکنوازان بود. شک نداشتم که سه تار احمد عبادي بود و ني حسن کسايي. تنبک را هم پنداري آقا جهانگير ملک مي زد. گهگاهي هم آرشه بديعي به سيم هاي ويولن مي خورد تا در نهايت قطعه ضربي در مايه سه گاه ترافيک عجيب و غريب خيابان را قابل تحمل تر کند.
نوای «نی نوا» ساخته حسین علیزاده قطعه خاطره انگیز مردم این مرز و بوم تسط (توسط) ارکستر سمفونیک ناسیونال اکراین (اوکراین) و دو نوازنده نی پاشا هنجی و وفا مصباحی در تالار بزرگ کشور طنین انداخت. کنسرت مشترک حسین علیزاده و محمد رضا درویشی با حضور بخش سازهای زهی ارکستر سمفونیک ناسیونال اکراین (اوکراین) به رهبری ولادمیر سیرنکو روز گذشته ساعت ۱۶ (؟؟) در تالار بزرگ کشور برگزار شد.
● کلیدر: غم باشکوه انسان است که تا مغز استخوان می نشیند در بخش اول این کنسرت ارکستر ناسیونال اکراین (اوکراین) قطعه «کلیدر» محمدرضا درویشی که شامل سوگنامه دشت نیشابور،پگاه نیشابور،درو زمین دیمی سوزن ده،پشت دروحازه بیهق ،رویارویی سید شرضا (رضا) تربتی با گل محمد،وداع گل محمد،نعش کشتگان بود توسط ارکستر ناسیونال اکراین (اوکراین) اجرا شد.
(+)برداشت از اسکای نیوز اشتباهات املایی و تایپی با رنگ قرمز نمایش داده شده..
علاءالدين حسيني/اعتماد در اخبار آمده بود که محمدرضا لطفي به همراه گروه هاي همنوازان و بانوان شيدا در بخش ويژه بيست وچهارمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر و در قالب آثار ماندگار دهه اول انقلاب آثاري از چاووش را اجرا خواهد کرد. خوانندگي گروه همنوازان بر عهده محمد معتمدي و بانوان شيدا به خوانندگي عليرضا شاه محمدي خواهد بود. اين در واقع مرور خاطرات موسيقايي آنهايي است که با موسيقي آن دوران زندگي کرده اند هرچند شنيدن اين آثار براي نسل جوان امروز نيز خالي از لطف نخواهد بود.
عروض بر فلک سروری به دشواری است...؟ همیشه سعی می کنم پندهای دلانگیز حافظ را بکار بندم و برای پیدا کردن مصداقی برای آن در جامعه تلاشی را فروگذار نکرده ام.همین تیتر مقالهرا که در نظر بگیرد خواهید دانست که مصداق های بیشماری از آن می توان در جامعه اطراف زندگی خود جست.همه آنهای که در کنار و اطراف ما به مقامی و منصبی هر چند کوچک رسیده اند«..البته از طریق معمول..»هییگاه از تلاش شبانه روزی خود فرو گذار نکرده اند تا توانسته باشند به این مهم دست یابند.اینان همیشه و همه جا و در هر لحظه و زمان به این گفته صحه گذاردهاند که
نمی شود سختی نکشید و به اعتبار رسید..نمیشود دست روی دست گزارد و در بین مردم اعتبار کسب کرد.آنقدر زمانه و دور گردون با سخت ترین مشکلات و نشیبها و فرازها آبدیدهات می کند تا هنگاهی که به منزلگاه رسیدی قدر خود و جامعه و زحماتی را که کشیده و می کشی را بدانی..بدانی که مفت به دست نیاورده ای که به لحظه ای به آبش دهی..به زمان اندک نرسیدی.. که بخواهی به قیمت اندک بفروشی..به خاطرش چه گیسها که سفید..چه لباسها که پاره..چه دردها که به جان خریده..چه سنگها که از جلوی پا برداشته..چه فرومایه گانی که از مقابلت به کنار زده ...بقیه رو تو سایت بخونید..لطفا
نظر استاد پوریا- سازنده تار- در مورد سازهای استاد شجریان
استاد قنبری مهر.. سازنده توانای ساز است ..استاد علیزاده نوازنده متبحری که تار .. سه تار ..عود و کلیه سازهای از این دست را به صورت کامل می شناسد و در نتیجه به این ضرورت رسیدند که سازی طراحی کنند که بین اینها باشد و صدای دیگر داشته باشد.که بین اینهاست.اینکه استاد شجریان که استاد بزرگ اواز ما هستند و دو ساز را طراحی کردند..به نظر شما چه صورتی دارد؟
ببینید ..یک سازساز می تواند بگوید من سازنده ی ساز هستم و فوق تخصص من در سه تار است.یا تار و سنتور و حتی یک ساز دیگر را می گیرد و به حد کمال می رساند.یکی هم هست که همه سازها را میسازد ولی هیچکدام به جای نمیرسد .اولا باید این دو وجه بین این دو وجه تمایزی قائل شویم.این مثل تخصصهای پزشکی می ماند و هر کدام از تخصص ها جایگاه خودشان را دارند.من فکر می کنم وسعت کار ما هم این طوری است که باید در آن به تخصص برسیم.شاید یحیی در عمرش هم یک سه تار نساخته باشد اما تار او در جهان زبانزد است برای اینکه رفت دنبال اینکه در یک رشته متخصص شود.از طرفی آقای ژاله یا قنبری فکرشان را گذاشتند و سازهای رو ابداع کردند.انها سازندهاند.. نه اجرا کننده..آنها معتقدند که بر اساس اصول علمی این ساز باید بتواند در یک جای این کنسرواتور گذاشته شود.ان رهبران ارکستر و آهنگ سازان ما هستند که باید تشخیص دهند چگونه باید از آن استفاده کنند.شاید این ساز در دو سطر نت فقط یک صدای دینگ داشته باشد اما همان خودش ارزش دارد .مهم این است که این.. تار.. جا بگیرد.آقای شجریان هم ساز ساخته.. دستش درد نکند.حالا باید ببینم جامعه موسیقی ما چگونه از آنها استفاده می کند.
در مورد سازهای استاد شجریان نظرتان را نفرمودید؟
می خواهید من بگویم حق این کار را دارند یا نه ؟چرا نباید داشته باشند؟ نه استاد شجریان بلکه هر کسی حتی اگر رشته اش هم نباشد شاید بتواند چیزای را بپروراند و چیزی بسازد که در جهان نظیر نداشته باشد چه برسد به استاد شجریان ..چیزی که مسلم است گوش ایشان قوی ترین گوش است.استعدادشان قوی ترین است.البته تعجبآور است که استادی مثل ایشان بیایند و سازی را بنیان گذاری کنند.حتما دلیل علمی داشته که این کار را کرده و اگر هم نداشته باشد حرمت ایشان حکم می کند که به زحمت ایشان ارزش بگذاریم.شاید ایشان در سازندگی تبحر نداشته باشد اما بلاخره به فکرشان رسیده و سازی ساخته ..اینکه چقدر مفید است رهبران ارکستر می گویند.. نکته مهم این است که ایشان هم بیربط این کار را نکرده ..حتما فکر کرده که یک جای کار یه این سازها احتیاج هست.
آیا می شود این سازها را علمی بررسی کرد؟
است و گوش absolute داریم که می توانند این کار بکنند.خود آقای شجریان گوشش absolute بله بله.گوش های قوی دارد .آقای مشکاتیان .آقای علیزاده و خیلی های دیگر هستند که می توانند نظر بدهند .من که البته این ساز را ندیده ام و در آن رده هم نیستم که بخواهم در این مورد نظر بدهم.من نه صدایش را شنیده ام.نه شکلش را دیده ام ونه می دانم که از چه چوبی ساخته شده .چطور می توانم نظر دهم .
این گریز در چهار قسمت شکل گرفته که سه قسمت آن شامل آوازهای استاد.حواشی و اجرای نوازندگان در این پست قرا گرفته و بخش اخر تا ساعات اتی در وبلاگ قرار می گیرد.تمامی این نوشته ها برداشت شخصی اینجانب از برنامه شب آخر می باشد و امکان آن می رود که عده ای عدیدی با ان موافق نباشند.به هر روی گفتن نظرات برای همه آزاد است و همه را بر روی چشم می گزاریم.به عنوان کلام اخر...تنها در این صفحه امکان نظر دهی وجود دارد..امید است که مقبول گردد.
آوازخوان باید هنگام آوازخواندن یک اتوبیوگرافی ِ اعتراضی، اندیشه گی و درون گرا از خود ارائه دهد.درواقع آوازخوان با بیان موسیقی آوازی و در قالبی غیرمعمول، سطری از دفتر زندگی خود را به صورت یک تاریخچه ی شخصی رقم می زند که در آن حقایقی نهفته از پرده می افتد، چونان آرش کمانگیر که بطالت و عبث بودن محیط بی رحم خود را ثبت کرد. آوازخوان باید مخاطب خود را وادارد تا حکمت، تشخیص و جذابیت اجراهای او را تحسین کند. از این رو آنچه ارائه می شود نباید به سمت شعار هنری بگرود(منظورم وجود اندیشه ی خام و عریان در اثر است).
زمانی که آواز با شعر توام می شود، آوازخوان بخشی از زبان خود را از دست می دهد. زیرا بخشی از آن زبان، زبان شاعر است (گرچه آواز بدون کلام نیز به عنوان یک فرم هنری وجود داشته است. اما اکنون آن فرم برای آواز خوان به محتوا بدل شده است و باید از ایمن محتوای کنونی فرم جدیدی ساخته شود.) و این، به آن دلیل است که شعر کنشی گفتار دارد.
۞۞۞
هربخش از شعر، پیش از این که بوسیله ی آوازخوان ارائه شود، ساختار و بیان خود را بر اساس هدف شاعر عرضه کرده است. شاعر نیز واژگان خود را در شعر ناب و بی واسطه به کار برده است، در حالیکه آوازخوان برای اجرای موسیقی شعر را واسطه قرار می دهد. در شعر تمامی گفتار از آن خود شاعر است، اما در آواز، آوازخوان نمایش دهنده ی این گفتار است. درواقع شعر بهانه و محملی است که فرم آواز بر روی آن شکل می گیرد و تبلور می یابد. بیان شعر فارسی از سوی آوازخوان در مقابل استعاره و مجاز مرسل باید به شکلی باشد که تشبیه در مبالغه آمیزترین شکل به کار گرفته شود.
۞۞۞
گفتاری که در آواز ایرانی میان ساز و آواز به وجود می آید، به دیالوگ نمی انجامد.در واقع بیان آواز آوازخوان پس از انتقال با ساز هم راه فرسایش می یابد و آن پژواک، دچار گونه ای عدم تجانس نمیشود حالتی به وجود نمی آید که چند انگاره با هم ترکیب شوند و از آمیختگی آن دو شالوده ای جدید رخ دهد.زیرا تشریح شخصیت فردی و توصیف محیط، احتیاج به توضیح های تازه دارد و آن رهانیدن موسیقی از عملکرد خود به خود تکنیک قراردادی در موسیقی ایران است.بنابراین ساز همراه، رویای یک تقلید واقع گرایانه را در کنار یک تکنیک کاملا تخیلی در سر می پروراند.
۞۞۞
در آواز کلاسیک غربی معادله به صورت عکس عمل می کند.یعنی گفتگو میان آواز و ارکستر با یک مناسبت معناشناختی شکل می گیرد.درواقع میان آوازخوان و ارکستر رابطه ای بینامتنی عمل می کند. شجریان بیشتر تحت تاثیر جریانهای فکری سالهای پنجاه ِ ایران شروع به فعالیت کرد.(منظور نوعی پوپولیزم سنت گرا است نه جهت گیری های اجتماعی) در آن زمان آثار وی به نوبه ی خود یکی از محرکترین ابزار نهضت مویقی ایران به شمار می آمد. این هنرمند زمانی که به بازار داد و ستد هنری پا گذاشت، جامعه آمادگی پذیرش او را داشت. ..........................................................گفتگوی هارمونیک
+ نوشته شده در جمعه 12 مهر1387ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
احساسی آمیخته به ترس در من شنونده برانگیخته می شود زمانی که تصور نبودن بزرگانی چون پاواراتی و شجریان به ذهن من راه می یابد. بی تردید این حالت پاسخ لذتی ست که پیوسته از اجراهای موفق این دو استاد برده ام.اما بر آن نیستم که خود را به این دلیل که از اجراهایشان لدت می برم محبوس کنم.آنچه مرا وا می دارد تا بر آثار ایشان تعمق کنم تقابلی ست میان دو فرهنگ موسیقایی (آوازی) شرق و غرب (که از ممتازترین نمونه های آواز کلاسیک غربی نیز هست) و شجریان را به عنوان برجسته ترین نماینده ی موسیقی آوازی ایران ( که می توان گفت از معدود آوازخوانانی ست که با آواز ایران گره خورده است.) انتخاب کرده ام.
۞۞۞
ناگفته نماند که وسعت استقبال طبقه ی متوسط از پاواراتی پس از جهانی شدن انقلاب صنعتی و از شجریان در ایران امروز به حدی ست که ما در زندگی چهره هایی افسانه ای چون:R.Enrico Caruso, J.Rezke, Grace Bumbry,Tebaldi, Maria Callas, John Sutherland قمرالملوک وزیری، ادیب خوانساری، غلامحسین بنان، اقبال الاسلطان و... نیز به یاد نداریم.
از این رو توجه به عوامل مختلف اجرایی (آواز)، توانایی حنجره، بعد تکنیک، محتوای اثر، تاثیرات اجتماعی و فرهنگی، دیدگاههای روان شناختی و جامعه شناختی، تلفیق شعر و موسیقی، زمینه موفقیت های فردی، جهانی شدن، آلترناتیوها ضروری ست و باید بررسی شوند. هدف از زیاد کردن این دو شخصیت در کنار هم مقایسه ایشان نیست، زیرا این هردو دارای توانایی های ویژه و بالقوه ی ذاتی اند و هریک در اجرا از مشخصات زیباشناختی خاصی بهره مند هستند، پس مقایسه ای پیش نخواهد آمد مگر آنگاه که موسیقی ایران با موسیقی کلاسیک غرب در کفه های سنجش جای گیرند.
۞۞۞ شیوه ی کار یک یک آوازخوان معاصر باید حاصل انحراف (پرهیز) او از طبیعت قراردادی، اعتیادی و سنتی صدای موسیقی باشد. در صدای موسیقی آوازخوان باید از حدوث تخیل فاصله بگیرد. زمانی که چیزی به ذهن او می رسد باید اندیشه باشد نه عقیده. زیرا زمانی که آزادی، شرایط حضور را به وجود می آورد، باید کلام خود را به عنوان بهترین بیان آزادی در حنجره معرفی کند. هرنوع قرائت آهنگین و آوازگونه عبارت است از ساختار ذهنی متنی که پیش روی ماست (آواز زمانی که به خارج از خود-شعر-ارجاع می یاید از موسیقی فاصله می گیرد و به یک قرائت شعر شاعرانه بدل می شود. آواز ایرانی بخصوص یک قرائت شاعرانه است. زیرا نه توانسته است محتوای خود را دگرگون کند و نه توانسته است از طریق جدایی از عروض شعر کلاسیک، وابستگی اش را به همبستگی بدل کند)
آواز ایرانی و عروض کلاسیک با یک جدایی ارتباط ناپذیر در ارتباطند یعنی آواز و موسیقی ایران نتوانسته اند برای خود هستی جداگانه ای بوجود آورند. آواز ایرانی نه تنها باید از هستی که برای خود ساخته است جدا شود، بلکه باید با جدا کردن خود از خود شرط شناخت و عمل را پیش کشد. درواقع آواز ایرانی باید طبیعت مادی سازنده اش را اصلاح کند. آزادی یعنی جدایی آگاهانه ازآنچه وجود دارد. آواز ایرانی برای آنکه متعلق به خود موسیقی باشد، باید در خودی که هست حذف شود.
۞۞۞
در اینصورت آزادی چیزی نیست جز همین حذف و از این روست که از ذات خود می گریزد. ما با تخیل به سوی آینده حرکت می کنیم و با این تخیل است که بسوی آینده گام بر می داریم. آواز ایرانی از این رو که بر سنت استوار است نمی تواند همسو با فرآیند تکامل پذیری برای خود آینده ای متصور شود. اجرای یک آواز هنری نیازمند ترکیب حماسه، تغزل، نمایش و پیکارسک (Picaresque) است.
اما آواز ایرانی هم چون طبیعت غیرقابل تغییر عمل میکند و طبیعت یا آغاز بودن عبارت است از تعادل میان ذخیره و آرزو، اما این تعادل، تعادلی است محال؛ زیرا آرزو باید به محض بیدار شدن منحرف شود یا خود را به ارضای خودخواه انحرافی برساند. در نتیجه باید برای حفظ آرزو، دیوار آرزو را با خرد انسانی کوتاه کرد. بنابر این آرزوی آینده متجانشین همان آینده ای است که می خواهد اتفاق بیفتند.
گفتگوی هارمونیک
تاریخ فروش بلیت کنسرت استاد شجریان اعلام شد..
شرکت دلآواز در تاریخ 13 مهرماه 87 فروش اینترنتی بلیتهای این کنسرت را از طریق سامانه (سایت) www.shajarianconcert.com آغاز خواهد کرد.
ساعت فروش بر اساس نتیجه نظرسنجی از کاربران در روز دوشنبه متعاقباً اعلام خواهد شد. از کلیه علاقهمندان خواهشمندیم تا پایان روز یکشنبه در نظرسنجی سایت کنسرت (www.shajarianconcert.com) شرکت نمایند.
عزیزانی که در کنسرتهای پیشین ثبت مشخصات نمودهاند، نیازی به ثبت مجدد نخواهند داشت. گروه برگزاری کنسرت از تحویل بلیت به خریدارانی که دارای مغایرت کد ملی باشند معذور است، از این رو خواهشمندیم مشخصات فردی خود را تا پیش از آغاز فروش اصلاح نمایید.
+ نوشته شده در جمعه 5 مهر1387ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
موسیقی فقط برای حیوانات و دیوانهها خوب است(ای وای بر این انسان نما ها..)
امروز در تعداد زیادی از سایت ها و وبلاگهای کشوری خبری مربوط به سخنرانی آیت الله ملک حسینی در تاریخ ۱۹تیر ۸۷ منتشر شد و بازتابهای متفاوتی در سایتها در پی داشت. در این خبر آمده است آیتالله ملک حسینی در مراسم تجلیل از برگزیدگان صدا و سیمای مرکز کهگیلویه و بویراحمد گفت: در اسلام چیزی به نام موسیقی وجود ندارد و حرف از موسیقی اصیل نادرست است. وی افزود: کسانی که دنبال موسیقی هستند، تربیت دینی نیافتهاند. اما ما علیرغم میل خود، مجبوریم به خاطر آنها که کم هم نیستند، برنامه موسیقی داشته باشیم. نماینده ولی فقیه در استان کهگیلویه و بویراحمد با اشاره به مخالفت روحانیت با بحث موسیقی و لهو و لعب گفت: موسیقی فقط برای آرام کردن حیوانات و دیوانهها خوب است و نه برای مردم عادی. ملکحسینی افزود بچههایی که با موسیقی بزرگ میشوند در آینده مردان قدرتمندی نمیشوند و نمیتوانند با دشمن بجنگند.
بر پایه این گزارش، یک روز بعد از این مراسم روزنامه استانی ابتکار با انتشار این خبر نوشت آیت الله ملک حسینی در این مراسم گفت: در اسلام موسیقی وجود ندارد و اینکه برخی ها می گویند موسیقی اصیل اسلامی درست نیست و بچه هایی که با موسیقی بزرگ می شوند اصولا آدمهای قوی و نیرومندی نخواهند شد. گفتنی است در این مراسم فقط خبرنگاران واحد مرکزی خبر و خبرگزاری جمهوری اسلامی حضور داشته اند ولی در آن تاریخ روی خروجی این خبرگزاری ها به صورت عمومی خبری منتشر نشده بود.
پی نوشت: خداوند بارها فرموده و هم چنین از یکی از امامان معصوم نقل شده که خدا دو حجت به انسانها عطا فرموده است.حجت اشکار که همان پیامبران و معصومین(ع) هستند و حجت نهان که همام عقل است..همان طور که بر همه ما عیان است روحانیون و علمای ما در این بین جای ندارند...
در زمان پیامبر شخصی به بد ترین شکل و سخیفترین نوع ممکن قران خوانی می کرد.شخصی بر احوال او گذر کرد و رو به او کرد و گفت:از بهر چه می خوانی.گفت:برای ترویج اسلام و قران.شخص گفت:به خاطر ترویج اسلام و قران نخوان.شخص قاری احتمالا تنش به تنه این مداحان خورده ..!)
از پیامبر نقل شده که ایشان همواره مردم و مومنین را به گوش دادن به صدای نیک و مطبوع سفارش می کرد و همیشه می فرمود:قران را با صدای زیبا و با لحن مناسب بخوانید..(احتمالا منظور ایشان از لحن مناسب موزن خواندن و با قاعده خواند بوده که تعریف موسیقی هم است.
دوستان گرامی لطفا اصل مطلب را در اینجا همراه با اظهار نظر ها بخوانید..با تشکر
+ نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
هدف من در این وبلاگ ایجاد رابطه بین جوانان پارسی گوی ایران وجهان با موسیقی کلاسیک ایران و مشکلات پیش روی آن است.این مهم به بار نخواهد نشست به جز با نظرات شما..در این وبلاگ تاییدی برای نظرات وجود ندارد.خودتان سانسورچی باشید. با تشکر