در این شرایط اسفناک سوالی که به ذهن هر خواننده وبلاگ موسیقی می رسد این است که در وضع هنر و موسیقی حال حاضر، این هنر ارجمند و فاخر بیش از گذشته نیاز به متون و اظهار نظر ها دارد تا تصاویر و ..
در درستی سوال شکی نیست اما باید در نظر داشت که هر چه بیشتر این رفتارهای زشت و زننده اصحاب کیهان و انصار و حزب اله به صورت غیر متمرکز پاسخ داده شود اتش این شعله برافروخته تر خواهد شد.از این رو این وبلاگ سیاست سکوت در پیش گرفت تا حداقل باعث برافروخته تر شدن هزیم سرخ این اتش خواسته نشود.به همین رو برای عوض شدن روح وبلاگ و فضای مجازی موسیقی تصمیم گرفت تصاویر جدید و با کیفیت استاد شجریان را به روی دیدگان دوستداران موسیقی و این وبلاگ گشوده سازد تا سهم اندکی از فروکش کردن خاطر ازرده اهالی هنر و پیگران موسیقی ملی داشته باشد.به امید روزی که در ایران عزیز گوهری از هنر و فرهنگ کشور توسط بازماندگان تاریخ مورد هجمه و توهین قرار نگیرد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 31 تیر1388ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
برنامه کنسرت های اروپای استاد شجریان و گروه شهناز اعلام شد:

محمد علي رفيعي مدير برنامه هاي هنري محمد رضا شجريان و گروه شهناز در گفتگو با خبرنگار ايلنا ضمن تشريح فعاليتهاي اين گروه برنامه كنسرتهاي محمد رضا شجريان و گروه شهناز را در اروپا اعلام كرد.
محمد عليرفيعي افزود :محمد رضا شجريان به همراه گروه شهناز و به سرپرستي مجيد درخشاني4 سپتامبر در فرانكفورت كنسرت برگزار مي كند و 5 سپتامبر 2009,در سالن فيلارمونيك كلن شهر كلن به اجرا برنامه خواهد پرداخت.
وي ادامه داد : گروه شهناز به همراه استاد شجريان ،7 سپتامبر 2009در هانور، 12سپتامبر در گتبرگ، 13 سپتامبر در استكهلم 15 سپتامبر در برلين، 18 سپتامبر در زوريخ، 19 سپتامبر در اشتوتگارت، 21 سپتامبر در پاريس، 22 سپتامبر در رن، و 26 سپتامبر در آمستردام كنسرت برگزار مي كنند . استاد شجريان در اين كنسرتها قطعاتي را در دستگاه شور و همايون اجرا مي كند.
«» خبر از ایلنا
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 تیر1388ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
» پی نوشت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
»« متن کامل نامه استاد شجریان به صدا و سیما را در سال ۱۳۷۵ را در وبلاگ بیداد ملاحظه کنید.
+ نوشته شده در سه شنبه 23 تیر1388ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
»»حمید رضا منبتی

شايد پرداختن به کنسرتي که براي 6 - 5 سال پيش است در حال حاضر بيربط به نظر برسد؛ اما ميتوانيد اين پيشنهاد را آزمايش کنيد و ببينيد که بدجور جواب ميدهد!
از کنسرت «همنوا با بم» ميگويم. کنسرتي که پس از سالها دوري «
استاد محمدرضا شجريان» از صحنه موسيقي زنده داخل کشور، او را بار ديگر با اين صحنه و هواداران سينهچاکش آشتي داد. (تا پيش از اين براي استفاده از لفظ «استاد» مشکل داشتم. چند بار در جاهاي مختلف نوشتم که بت ساختن از هنرمندان به نفع هيچ کس نيست، نه خود آنها و نه مردم... اما امروز نه تنها واژه استاد را براي«
محمدرضا شجريان» کم ميدانم و بر آن تاكيد دارم، بلکه با خود عهد کردهام که ديگر اسم او را بدون پيشوند و پسوند تکريم نياورم!)
بيش از يک دهه قبل بود که قرار بود کنسرت استاد در تالار وحدت برگزار شود اما دوستان همين کساني که امروز او را با ساسي مانکن مقايسه ميکنند(!) مقابل ورودي تالار اجتماع كردند تا کنسرت ايشان در سختترين شرايط برگزار شود و پس از آن اعلام کند «تا وقتي اوضاع بدين ترتيب است، قيد برگزاري کنسرت در ايران را ميزند.»
متون مرتبط.. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
» گلایه حسین پاکدل از صدا و سیما را در
اینجا ببنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
»در رابطه با رفتار انصار نیوز..
چه فکر می کنی؟
که بادبان شکسته زورق به گل نشسته ای ست زندگی ؟
در این خراب ریخته
که رنگ عافیت ازو گریخته
به بن رسیده راه بسته ای ست زندگی ؟
چه سهمناک بود سیل حادثه..
که همچو اژدها دهان گشود
زمین و آسمان ز هم گسیخت
ستاره خوشه خوشه ریخت!
و آفتاب درکبود دره های آب غرق شد..
هوا بد است
تو با کدام باد می روی؟
چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم
دل تو وا نمی شود
تو از هزاره های دور آمدی
در این درازنای خون فشان
به هر قدم نشان نقش پای توست
در این« درشتناک دیولاخ»
ز هر طرف طنین گام های رهگشای توست..
بلند و پست این گشاده دامگاه ننگ و نام
«به خون نوشته نامه وفای توست»
به گوش بیستون هنوز
صدای تیشه های توست
«چه تازیانه ها که با تن تو تاب عشق آزمود»
چه دارها که از تو گشت سربلند
زهی شکوه فامت بلند عشق...
که استوار ماند در «هجوم هر گزند ..»
نگاه من
هنوز آن بلنددور
آن «سپیده» آن شکوفه زار انفجار نور
کهربای آرزوست
«سپیده ای که جان آدمی همواره در هوای اوست»
به بوی یک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار
بیفتی از نشیب راه و باز
رو نهی بدان فراز ...
چه فکر می کنی ؟
جهان چو آبگینه شکسته ای ست...
که سرو راست هم در او شکسته می نمایدت
چنان نشسته کوه درکمین دره های این غروب تنگ
که راه بسته می نمایدت
زمان بی کرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمی ستُُُ، این درنگ درد و رنج
به سان رود..
که در نشیب دره سر به سنگ می زند
رونده باش..
«امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش»
متون مرتبط.. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
» برای درک بیشتر ندا آقا سلطان نگاهی هم به اینجا بیاندازید.
» پست متفاوت دوست عزیزم علی.پ را هم می توانید در اینجا ببیند.
» متن زیبای آقای حسین پاکدل - از همراهان قدیم صدا و سیما - را می توانید از اینجا بخوانید.
+ نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
+ نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|