به قلم محمد طوسی
آن معتقد به روز رستاخير و فنا، آن خواننده شهير ربنا، آن عاشق قرار گرفتن در معرض باد، آن يگانه استاد، آن وارد شده از درهاي باز، آن بيبديل در آواز، آن خواننده اشعار به آساني، آن بزرگمرد خراساني، آن متنفر از كوچكشدن و تحقير، آن استاد مسلم زدن تحرير، آن در حال حاضر مخالف آنان!، آن صاحب آلبوم آستان جانان، آن در زمان عصبانيت گوينده اه ...!، آن متولد سال 1319، آن مخالف رفتن به شهر هرت، آن برگزاركننده چندين كنسرت، آن دو تا خانوادهاش را حامي، آن نويسنده نامه به ضرغامي، آن دمكننده چاي با آب جوش، آن خواننده تصنيف «چشمه نوش»، آن عاشق لباس نو و پوشاك، آن خواننده محبوب خس و خاشاك، آن موسيقي سنتي و ياور، آن رفيق همايون پايور، آن عاشق اردك و قو، آن مخالف سبك محسن نامجو، آن اهل سازش با كاستي و كمي، آن خواننده شعر «آه كه من دوش چه سان بودمي»!، آن نبخشنده گناه خاطيان، آن مخالف پرويز مشكاتيان، آن داراي دو سه تا حساب در بانك، آن داراي صداي شش دانگ، آن زننده كراوات و پاپيون، آن تنها باباي همايون، آن عاشق موسيقي و موسيقيدان، آن رفيق حاج قربان، آن متنفر از به دست گرفتن كيف، آن در موسيقي آشنا به رديف، آن مخالف گناه كردن و بدي، آن استاد آواز مشهدي، آن عاشق زبان فارسي و نژاد فارس، آن ساكن و محله تهرانپارس، آن مخالف آدمهاي چاق، آن صاحب يكي دو تا باغ، آن مخالف پوشيدن لباسهاي تر، آن برگزار كننده كنسرت در تالار وزارت كشور، آن در مواقع ضروري گوينده جمله «لطفا همه بيان!» شيخ «محمدرضا شجريان» حفظه الله-! استاد مسلم آواز بود و عاشق گوشت غاز بود و در مواقع ضروري اهل ناز بود- الهي فداش-!
و هم اوست كه در وصف خودش گفته است: انا خوانندهاي باشمي كه انت قطعا اذعان همي كني كه علاوه بر اينكه استاد خواندن آواز همي باشم استاد خواندن دست مقامات صداوسيما نيز باشمي!
شيخ را گفتند: يا محمدرضا! پس جواد يساري را چگونهخوانندهاي همي يافتي؟ پس شيخ بگفتي: جواد را اعتقاد اين باشدي كه ورزشكار و مردميست؛ پس چون مني در ورزش تخصص نداشته باشمي!
شيخ عباس قادري كه از اوتاد خوانندگان كوچه و بازار همي بودي، بگفتي: «پارسال بهار دسته جمعي رفته بوديم زيارت... پس چون شيخ شجريان- اعلي الله مقامه-! چونين چيزي را بشنيدي، بگفتي: بهتر باشدي كه خوانندگان كمي تقوا و عرفان پيشه همي كرده و زيارت رفتنشان را با سازوتنبك هوا نزنندي و به طور كل ريا همي نكنندي!
نقل است كه روزي در جمع مريدان، مريدي وي را بگفتي: يا شجريان! پس چرا به ضرغامي نامه همي نوشتي و بگفتي آثارت را پخش همي نكنند؟ پس شيخ محمد-الهي قربون صداش-!بگفتي: از براي تبيين مفهوم شعر هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد- حفظهالله-!
نقل است كه روزي گذر شيخ محمدرضا- حفظهالله-! را به بلاد خارجه از براي اجراي كنسرت همي اوفتاد. پس قرار بر اين شد كه هر چه را شيخ – الهي فداش-! بخواندي از براي خارجيان بر صفحه تلويزيون ترجمه همي شود. پس شيخ بر سبيل تحرير 10 دقيقه آهاي هاي هاي هاي هوي همي بخواندي و از براي خارجيان چيزي بر صفحه تلويزيون ترجمه نگشتي! پس كنسرت كه تمام بگشتي فردي خارجي به نمايندگي از جمع به خدمت شيخ بيامدي و بر سبيل تعجب وي را بگفتي: يا شيخ محمدرضا! پس اين آهاي هاي هاي هاي هوي به چه معني باشدي كه تلويزيون ما از ترجمه آن عاجز همي شدي؟! شيخ محمدرضا شجريان- اعليالله مقامه-! پاسخ بدادي: اولا كه شايد تلويزيون محل كنسرت به همانند تلويزيون ضرغامي ما باشدي كه هرچيزي را ترجمه همي نكند؛ دوما اين آهاي هاي هاي هوي از لوازم تحرير باشدي. مرد خارجي فيالفور بگفتي: پس تفاوت آن با لوازمالتحرير در چيستي؟! پس شيخ لبخندي بزدي و بگفتي: تفاوت در «الف» و «لام» باشدي!
روزي در مصاحبت با يك جريده، صاحب جريده شيخ را بپرسيدي: يا شيخ محمد! پس حافظ بهتر باشدي يا مولوي؟ شيخ بر سبيل تعجيل بگفتي: پس ضرغامي كه از گنده مديران صداوسيماست از هر دوي اينها بهتر باشدي؛ چراكه اگر او سهيل محمودي را مقابل دوربين ننشاندي و اجازه ندهدي كه اشعار اين دو را بخواندي پس كي اينها معروف بشوندي؟!
شيخ محمدرضا شجريان – حفظهالله-! را بگفتند: يا محمد! پس تو بيشتر طرفدار همي داري يا نعمتالله آغاسي؟! پس شيخ بر سبيل تواضع بودي يا چيز ديگري بگفتي: پس آغاسي- رحمهالله عليه-! بيشتر طرفدار داردي! پس شيخ را گفتند: چرا؟! شيخ پاسخ همي دادي: از آن روي كه من از ترانه «چشم تو جام شراب منه» كه او همي خواندهاي، خوشم آمدهاي و او چيزي در مورد من نگفتهاي پس با احتساب ارادت چون مني به او، او يك طرفدار بيشتر از من داشته باشدي!
نقل است كه چون از دنيا برفت پس بر سنگ وي چونين نگاشتند: در اين جا مردي آرميده كه سالها سلطان موسيقي كشورش بود و با اين همه در زمان حياتش عمر سلطنت به پايان رسيده بود- رحمهالله عليه-!
+ نوشته شده در شنبه 30 خرداد1388ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
+ نوشته شده در سه شنبه 26 خرداد1388ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
خبر فوری ...
جلسه میرحسین با رسانه ها ...
میرحسین موسوی در کنفرانس خبری امشب بیان کرد: از راهی که آمدهایم عقب نمیرویم و از این امانتی که در دست داریم حفاظت میکنیم.
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، میرحسین موسوی در کنفرانس خبری جمعه شب که دقایقی پیش برگزار شد، با اشاره به تخلفات گسترده در عرصه انتخابات تاکید کرد: بنده این تخلفات را به پشتیبانی ملت پیگیری میکنم واز راهی که آمدهایم، عقب نمیرویم و از این امانتی که در دست داریم، حفاظت میکنیم.
وی عنوان کرد: امیدواریم با تدبیر رهبری این مساله به انجام خوشی برسد و مردم در فضای دوستانه و پر از شادی، جشنی داشته باشند
جلوی تخلفات فارس را بگیرید...
تخلف آشکار انتخاباتی در بندرعباس - سیستان و بلوچستان و زنجان ...
جمهوریت، موج سوم، تلویزیون موج سوم و نوروز فیلتر شد...
کمبود تعرفه در برخی شهرها و بیتفاوتی مسوولان...
دخالت سپاه در برگزاری انتخابات جیرفت...
انجام اقدامات غیر قانونی در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری...
ایجاد اختلال در رای مردم توسط نیروهای لباس شخصی در جنوب استان بوشهر و نوار ساحلی شمال استان...
خلاصه خبر...
طبق گزارشات ارسالی از بخش جنوبی استان نیروهای لباس شخصی با حضور در حوزه های شعب اخذ رای و همچنین درب ورودی حوزه ها در حال تبلیغ برای کاندیدای خاص هستند که در بعضی موارد نیز با مردم برخورد می نمایند.بر همین اساس هیچگونه برخوردی با نیروهای مذکور از سوی نیروهای انتظامی و ناظر بر صندوق صورت نگرفته و همچنان ادامه دارد و با اعتراض برخی از مردم مواجه شده اند.
در همین رابطه از نوار ساحلی استان نیز گزارشاتی ارسال گردیده که برخی از افراد با خودرو شخصی در حال توزیع اقلام تبلیغاتی به نفع کاندیدای خاص هستند و این موارد توسط مردم با دوربین های تلفن همراه ضبط گردیده است و مراتب به نیروهای مربوطه اعلام گردیده است.
این در حالی است که به استناد قوانین انتخاباتی کشور نمایندگان فرمانداران و بخشداران و اعضای شعب اخذ رای مکلفاند کلیه آثار تبلیغاتی نامزدهای انتخاباتی را از محل شعبه و اطراف آن جمعآوری و امحا نمایند و بدیهی است مشاهده هرگونه تخلف در محل شعبههای اخذ رای موجب مسوولیت خواهد بود.
ادامه تخلفات در شعبههای اخذ رای...
خلاصه خبر...
در روستای مرویل ملایر و در شعبه 87 مرکزی شخصی به نام میثم.ش که نماینده ستاد احمدینژاد در این شعبه است به صورت رسمی در محل این شعبه تبلیغ میکند.
در شعبه 95 مرکزی ملایر واقع در روستای گماسا، اعضای محترم شعبه آقایان الف، ک و ف به همراه یک نیسان به شماره 52 ج 188 ایران 28 همراه یک جعبه کارتون جهت اخذ رای به روستای گل گل مراجعه و نسبت به جمعآوری آراء اقدام نمودند. همچنین یک دستگاه مینیبوس به شماره 446 ع 683 ایران 28 به روستای گماسا مراجعه میکند که پس از اعتراض مردم، صندوق اصلی به مدت 5 دقیقه از شعبه خارج و مجددا به آنجا بازگردانده میشود.
گزارش تخلفات حامیان رئیس جمهور از سایر نقاط استان همچنان ارسال میشود.
گزارش خودكارهای نامریی درست است...
خلاصه خبر
رئیس هیئت بازرسی انتخابات شهرستان تهران، گزارش خودكارهای نامریی را درست خواند و گفت: این خودكارها دیده شده و وجود دارد اما هنوز در هیچ شعبه ای از توزیع آن گزارشی به ما نرسیده است.
سید مهدی حاجی میرعرب امروز در گفتگو با ایرنا در هیئت بازرسی انتخابات شهرستان تهران افزود: این خبر را به مراجع بالادستی اطلاع داده ایم و منتظر دستورات جدید هستیم.
به گفته وی، عوامل اجرایی، بازرسی و بخش نظارتی پس از شنیدن این گزارش با دقت بیشتری قضیه را پیگیری می كنند.
میرعرب با تاكید بر اینكه هنوز در هیچ شعبه ای از توزیع این خودكارها گزارشی به ما نرسیده است، حاضر نشد راجع به مارك و نوع خودكارها سخن بگوید و اعلام این مهم را بر عهده وزارت كشور و فرمانداری دانست.
گفتنی است در یكی دو روز قبل از طریق پیامك های ارسالی، گفته شده بود خودكارهایی درحوزه های اخذ رای پخش شده كه نوشته ها به وسیله آنها پس از 10 دقیقه محو می شود...
مقاومت مجریان انتخابات در برابر اراده ملت
خلاصه خبر...
در حالی که از ساعت ابتدایی اخذ رای، حضور پررنگ، پرنشاط و پرتعداد مردم ایران در صفوف رایگیری، آشکار و کمبود تعرفهها قابل پیشبینی بود اما وزارت کشور و مجریان انتخابات ناتوانی خود را در اجرای وظیفهاشان به نمایش گذاشتند.
به گزارش خبرنگاران قلمنیوز از سراسر کشور، حضور مردم در پای صندقهای رای به گونهای بوده که در بسیاری از شعب اخذ رای به سرعت تعرفهها به پایان رسیده و از ساعت 11 صبح با مشکل کمبود تعرفه مواجه بودهاند اما هنوز تعرفه به آنها نرسیده است.
از شیراز، تبریز، ارومیه، مرکزی و برخی شعب اخذ رای در تهران خبر رسیده که در برخی شعب، ساعتها با کمبود تعرفه مواجه بودهاند و این در حالی است که به نظر میرسد به شکل عمدی در رساندن تعرفه به شعب تعلل صورت میگیرد.
این اقدامات باعث میشود که مردم خسته شده و در انتخابات شرکت نکنند اما جالب این است که مردم حاضر در شعب که به دلیل نبود تعرفه معطل شدهاند، در یک همنوایی سبز، از ترک شعب پرهیز کردهاند و با پخش بستنی و شیرینی حضور خود را در صحنه حفظ کردهاند.
هنوز هیچ یک از نمایندگان وزارت کشور حاضر نشدهاند این تعلل در رساندن تعرفهها را توضیح دهند
منتظر اخبار بعدی باشید...در صورت مشاهده تخلفی از طریق نظرات اطلاع دهید...با تشکر..
+ نوشته شده در جمعه 22 خرداد1388ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
در این چند روزه همه چیز و همه کس وابسته خواسته و ناخواسته به مسائل سیاسی و انتخابات پیش روست..موجی شکل گرفته که ابتکار عمل ان به دست حامیان میرحسین موسوی بود..که به قول همانها موج سبز
بر همگان روشن و معلوم و مشخص است که دوره پیش رو هیچ سنخیتی با دوران و انتخابات گذشته ندارد و با در نظر گرفتن جمیع عوامل این حجت پایان می یابد که دوره

دهم فقط مختصص دوره دهم است و بس..این ویژگی ها و مسائل که پرداختن به ان را اخلاقی نمی دانم باعث شده که تفکری و حمایتی بی نظیر توسط گروه های شکل بگیرد که تا قبل از این دوره از ورود به صحنه های سیاسی ابا داشته و کوهی از مصمم بودن در انها شکل گرفته بود تا به مانند پتکی در مقابل خواسته انها فضای سیاسی را برایش منطقه ممنوعه جلوه دهند و روزنه ای برای ورود به عرصه نباشد.اما چرا افرادی که دور خود و حمایت و سیاست خط کشی قرمز رنگی کشیده بودند در این چند روزه و ماه اخیر با تلاش هر چه تمام تر به این راه کشیده شدند و حمایت قاطع خود را از کاندید مد نظر همه ابراز کرده و به هم کشیان و هم مسلکان خود هم پیشنهاد پیوستن دادند..هر کسی و با هر جایگاهی حمایت خود را از موج سبز اعلام کرد از مهرجویی متخصص تا مجیدی بدون حاشیه در سینما...از پیرنیاکان استاد تا دهلوی کارگشته در موسیقی ..از استادان اقتصاد شریف تا اساتید حقوق دانشگاه تهران و ...و حتی این اواخر شوالیه اواز – شهرام ناظری –

هم به موج سبز پیوست..نامی که از این لیست بلند پایه جا مانده و باعث به وجود امدن سوال های زیادی در ذهن اهالی فرهنگ و هنر شده نام زیبا و تاثیر گذار محمد رضا شجریان است..دوستان دور و نزدیک و افرادی با تفکرات متقابل همیشه این سوال را از من به عنوان یکی از طرفداران این بزرگ مرد می پرسیدند که ایا ایشان این وضعیت اسف باری که بر جوانان و مردم به وجود امده را قبول دارد که از حمایت از یکی از همکیشان خود اهتمام نمی ورزد.ایا موافق وضع موجود است یا مخالف ان..ایا موافق تغییر در روند موجود است یا مخالف ان و نظایر این سوال ها که امکان اینکه از شما خوانندگان این وبلاگ هم پرسیده شده باشد ، دور از ذهن نیست .اما پاسخ...فقط رجوع به یک البوم..به یک تصنیف..که در همین اواخر خوانده شده...نامش..اه باران...و مصداقش
آه باران..ای امید جان بیداران..بر پلیدی ها که ماعمری
است..در گرداب آن غرقیم
آیا چیره خواهی شد...آه باران
در همین زمینه..
حمایت اساتید یگانه موسیقی..استاد کیهان کلهر..حسین علیزاده..کیوان ساکت..داوود گنجه ای و هنرمندان دیگر از میر حسین موسوی
اصل خبر را در اینجا ملاحظه کنید
+ نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|
|
گفتا برون شدی به تماشای ماه نو |
|
از ماه ابروان منت شرم با رو |
| عمريست تا دلت ز اسيران زلف ماست |
|
غافل ز حفظ جانب ياران خود مشو |
| مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما |
|
کان جا هزار نافه مشکين به نيم جو |
| تخم وفا و مهر در اين کهنه کشته زار |
|
آن گه عيان شود که بود موسم درو |
| ساقی بيار باده که رمزی بگويمت |
|
از سر اختران کهن سير و ماه نو |
| شکل هلال هر سر مه میدهد نشان |
|
از افسر سيامک و ترک کلاه زو |
| حافظ جناب پير مغان مامن وفاست |
|
درس حديث عشق بر او خوان و ز او شنو |
+ نوشته شده در پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|

محمدرضا شجريان دربارهي پروژهي باغ هنر بم اعلام كرد: «ماههاست که توان ما به جاي پيشبرد پروژه به رفع حاشيهها و مشکلات برخاسته از آن معطوف شده است. من ديگر توان مقابله با اين همه موانع و دشواريهاي نارواي ايجادشده را ندارم. حال که مقامات استان تمايلي براي حضور من و همکارانم ندارند، توصيه حافظ بزرگ را عمل ميکنم که فرمود: «ما آزمودهايم در اين شهر بخت خويش / بيرون کشيد بايد از اين ورطه رخت خويش»
استاد آواز ايران در متن نامهاي كه نسخهاي از آن در اختيار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، قرار گرفته است، خطاب به رياست شوراي اسلامي شهر بم، يعقوب دريجاني نوشته است
: «احتراماً همانطور که استحضار داريد به دنبال زلزله مهيب و دلخراش بم، اينجانب براساس احساس وظيفه ملي و انساني همچون ساير همميهنان و انساندوستان جهان براي کمک به مردم رنجديده بم آمدم.
از آنجايي که اهالي بم خود بهتر از نيازها و شرايط زندگي سخت آگاه بودند، موضوع را با آنها در ميان گذاشتيم تا بر اساس نيازي که تشخيص ميدهند، اقدام کنيم.
جناب آقاي دکتر اسماعيلي رياست محترم وقت شوراي شهرستان بم معتقد بود که در حال حاضر بازسازي روحيه مردم در اولويت است و هنر ميتواند شور زندگي را مجدداً به آنان بازگرداند. لذا درخواست کرد، کمک فقط به ساخت يک بناي فيزيکي منحصر نشود و آن را محدود به يک دوره زماني خاص نکنيم.
با مشورتهاي ديگران سرانجام ايده تاسيس باغ هنر بم شکل گرفت تا نهادي باشد براي پژوهش، آموزش و اجراي فعاليتهاي هنري تا از اين طريق طراوت و شادابي را به فضاي اجتماعي و فرهنگي بم بازگرداند. گرچه ميدانستيم کاري دشوار، زمانگير و پرهزينه در پيش است اما وقتي نيازهاي منطقه را ديديم، با همه سختيهاي پيش رو، پا به ميدان نهاديم. ميدانستيم کاري چنين بزرگ به همت جمعي پيش ميرود. از اين رو، موضوع را با جامعه هنري و فرهنگي در ميان گذاشتم و در خانه هنرمندان که همه نهادهاي صنفي هنري حضور دارند، مساله مطرح شد و جلساتي را با نهادهاي مختلف هنري برگزار کرديم.
همچنين موضوع را با افکار عمومي در ميان گذاشتيم تا هر کس که تمايل دارد، گامي در اين کار انساندوستانه بردارد. دوستان مطبوعاتي به ويژه خبرنگاران جوان نيز تلاش کردند موضوع را در افکار عمومي زنده نگه دارند و آتش اين ميل همچنان فروزنده بماند.
هنوز هم وقتي به ياد ميآورم که چگونه همميهنان ما از نقاط دور و با وجود شرايط سخت زندگيهاي اقتصادي خود، آنچه را در توان داشتند، عرضه کردند، به شوق ميآيم.
براي آن که اين پروژه نه در قالب يک فعاليت و کار شخصي بلکه به صورت نهادي پيش رود، همکاراني از ميان تخصصهاي مختلف برگزيده و شورايي براي سياستگذاري باغ هنر بنا شد تا کار با خرد و همت جمعي پيش برود. سياست محوري ما پيشبرد پروژه از طريق مشارکت مردم بود و به جستجوي روشهاي تازهاي بوديم که توان نهادهاي مستقل و نيروي مردمي را به کار گيرد و اين خود آزمون تجربهاي بود که ميتوانست در پروژههاي ديگر هم سودمند باشد. تجربيات سودمندي در باره مشارکت مدني به ويژه با نهادهاي هنري و انجمن مهندسين کشور داشتيم که به موقع خود و به منظور تدوين روشهاي مشارکت، منتشر خواهيم کرد.
اين شعله کوچک رفته رفته آتشي شورانگيز شد. نقطه آغاز اين کار با حدود 400 ميليون تومان که از محل برگزاري کنسرتها و فروش دي وي ديهاي آن شکل گرفت. با کمکهاي مالي جمعآوري شده تا کنون بيش از يک ميليارد تومان در باغ هنر هزينه شده است. اگر بخواهيم کارهاي داوطلبانهاي را که بدون چشمداشت مالي و به اعتبار اعتماد انجام شده، به اين مجموعه اضافه کنيم، ارقام آن بسيار بيش از اين خواهد شد. پروژه باغ هنر بم با چنين همتي و تنها با استفاده از امکانات مردم انسان دوست و هنر پرور ايران زمين مراحل پيشرفت را پشت سر گذاشت. شوراي شهر بم، طبق توافقنامهاي زميني به وسعت 14 هکتار (بخشي از پارک 22 بهمن) را براي تاسيس باغ هنر بم تحويل ما داد. در مرحله نخست 30 هزار متر مکعب خاکبرداري شد و سپس عمليات ساخت سازه آغاز شد و تا کنون 3200 متر از سازه مدرسه، 1400 متر کتابخانه و 1400 متر نگارخانه (در مجموع 6000 متر از 8000 متر) تکميل شده است. اهل فن ميدانند که تکميل سازه به ويژه با رعايت معيارها و استانداردهاي ضدزلزله نيازمند انجام چه مراحل مقدماتي است و شرح تفصيلي آن از حوصله اين نامه خارج است. بزودي گزارش تفصيلي اقدامات انجام شده را از طريق رسانههاي گروهي در اختيار قرار خواهيم داد.
شايد گمان شود چنين کاري بدون سختيهاي متعارف اداري پيش رفته است. گرچه همواره از لطف و همکاري کارکنان اداري برخوردار بودهام اما قواعد اداري چندان هم که تصور ميرود، سهل و ساده نبود. اخذ مجوز اجازه حفر چاه اختصاصي براي باغ هنر، تعيين مرز آن با پروژه همجوار و اموري مانند اين- که اعضاي پيشين شوراي شهر در جريان آن بودهاند- خود ماجرايي طولاني و پرفراز و نشيب است.
فعاليتهاي انجام گرفته را به اختصار گفتم تا جنابعالي و همکاران محترمتان در جريان اين کار قرار گيريد و بدانيد که اين کار فقط با توان مردم و نيروي عشق به مردم پيش رفته است. شور و شوق من و همکارانم و همه کساني که دست ياري ما را فشردند، وصفناپذير است. روزي از همه اين عزيزان و بهنام ياد خواهم کرد ولي مجال را مغتنم شمرده و از شادوران مهندس بهاءالدين ادب ياد ميکنم که با وجود بيماري سخت در واپسين لحظات عمر گرانقدر خود، شورمندانه و پراميد تلاشي چشمگير کرد و نهادهاي مختلف مهندسي را گردآورد تا ما را همراهي کنند و اين عزيزان هنوز نيز در کنار ما هستند.
وصف ماجرا گفتم تا بگويم بعد از اين همه، وقتي سازمانهاي رسمي و دولتي به ميدان آمدند، چگونه آبي سرد بر روي اين آتش ريختند. شرح اين ماجرا گفتم تا بگويم که چگونه کاري را که عشق رهنمون گشت، روحي سرد و اداري به خاکستر کشاند.
ما در نظر داشتيم در آن خطه از سرزمين ايران عزيز، کاري فرهنگي و اجتماعي انجام دهيم و ساختمان و کالبد تنها زمينه و بهانهاي بود. اما نگاه سرد اداري، کالبد را اصل گرفت. من و همکارانم در اين پروژه و جامعه هنري که دست ياري مرا فشرده بودند، براي تاسيس يک بنا نيامده بوديم بلکه ميخواستيم توان فرهنگي و هنري جامعه را به بم بياوريم.
استحضار داريد که دولت در جلسه مورخ 3/10/1386 با حضور نماينده ويژه رييس جمهور در ستاد راهبري و سياستگذاري بازسازي بم به استناد اصل يکصد و بيست و هفتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و با رعايت تصويب نامه شماره 59544 ت 37662 . ه مورخ 18/6/1386 مبلغ ششصد ميليون تومان براي تکميل فاز اول باغ هنر بم تخصيص داد.
حسب درخواست اداري، پيمانکار مورد اعتماد خود را براي انجام اين کار معرفي کرديم، کسي که سالهاي متمادي است در تمامي ساخت و سازهاي مردمي که انجام آن را توفيق داشتهام، بيچشمداشت خدمت کرده است. اما طي فرايندي که مسئولان باغ هنر بم هرگز از آن اطلاعي نيافتند، با خبر شديم مقامات استان بدون توجه به تناسبات اداري و جايگاه حقوقي، پيمانکار ديگري را که تاکنون در جريان هيچ يک از مراحل نبوده است، انتخاب کردند. پيمانکار اعزامي نيز با حمايت مقامات استاني در محل طرحي که پيمانکار منصوبه از طرف اينجانب در آن مشغول به کار است، حضور مييابد و بدون موافقت با ما و بيتوجه به الزامات فرهنگي و اجتماعي پروژه و فارغ از ملاحظه رنجي که براي برافراشتن اين بنا مصروف شده، دست به ساخت و سازهاي غيرمرتبط و خارج از طراحيهاي مهندسي پروژه زده که تنها به اختلال روال امور منتهي شده است.
طي جلساتي که با برخي مقامات اداري استان در تهران داشتيم و بر اساس مذاکرات متعددي که همکاران اينجانب با مقامات داشتهاند، از آنان خواستيم به نحوي تصميم بگيرند که اين کار انساندوستانه مختل نشود و مطابق روال طراحي شده، پيش برود. بارها به آنان متذکر شدم که ما را «ساختمانساز» نپندارند و به اين بيانديشند که من و دوستانم براي انجام کاري فرهنگي و هنري با مشارکت اهالي فرهنگ و هنر اين ديار به اين عرصه آمدهايم. ساختمان تنها نماد يک آغاز است و نه پايان آن. به آنان فلسفه شکلگيري اين کار را که بر اساس مذاکرات اوليه با جناب آقاي دکتر اسماعيلي رياست محترم وقت شوراي شهر بم مطرح شده بود، يادآور شديم. متاسفانه به دليلي که بر ما آشکار نيست، اين سخنان شنيده نشد و همچنان هم نميشود. من هيچگاه اين همه ميل به کمک و اصرار براي تحميل يک پيمانکار به رغم اختلال در روال امور را درنيافتم.
ماههاست که توان ما به جاي پيشبرد پروژه به رفع حاشيهها و اين مشکلات برخاسته از آن معطوف شده است. من ديگر توان مقابله با اين همه موانع و دشواريهاي نارواي ايجاد شده را ندارم. حال که مقامات استان، تمايلي براي حضور من و همکارانم را ندارند، توصيه حافظ بزرگ را عمل ميکنم که فرمود
ما آزمودهايم در اين شهر بخت خويش بيرون کشيد بايد از اين ورطه رخت خويش از آنجايي که از ابتدا با شوراي محترم شهر بم طرف بوديم، اکنون نيز رسماً اين پروژه را به همان شورا تحويل ميدهيم. اسناد مربوطه را هم متعاقبا تقديم شوراي شهر خواهيم کرد. به منظور احترام به اعتماد مردم، نسخهاي از گزارش مالي و عملکرد پروژه هم به افکار عمومي تقديم خواهد شد. در اينجا مجال نيست از همکارانم و کساني که دست ياري ما را فشردند، به نام ياد کنم. در گزارش عملکرد پروژه، به اعتماد اين عزيزان و مردم همراه اداي دين خواهم کرد.
آنچه ما را به اين وادي کشاند، عشق و دين به مردم بم بود. همچنان رنج اين عزيزان را در ياد دارم و هر بار که فرصتي دست دهد، آن را به ياد خواهم آورد تا فراموشي، ميل به «انسان بودن» را در ما از ميان نبرد. به مردم بم هم ميگويم که همچنان بر ميثاق دوستي و مهر هستم و براي برنامههاي فرهنگي و هنري که بنا بود در باغ هنر به اجرا درآيد، به موقع پا به ميدان خواهم گذاشت.
خاک پاي مردم ايران
محمد رضا شجريان»
خبر در آوای دل
+ نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت   توسط علیرضا محمودی
به بالاترین بفرستید:
|