تبليغاتX
بـــــــــی همــــگـــان..نسخه جدید

تور كنسرت «محمدرضا لطفي» در شهرستان‌ها برگزار مي‌شود

پهلوان سه تار ایران        گروه شیدا                    

       بهراد توكلي مدير برنامه‌هاي لطفي در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: كنسرت محمدرضا لطفي كه قرار بود شهريور در باغ عفيف آباد شيراز برگزار شود به دليل سفر ايشان به تعويق افتاد.
بر اين اساس قرار است با بررسي‌هاي لازم از 15 مهرماه تور كنسرت لطفي در شهرستانها برگزار شود.
وي افزود: هم اكنون در حال مطالعه در اين زمينه هستيم كه با همكاري انجمن موسيقي ايران كنسرتهاي لطفي را در تبريز،شيراز ،اصفهان، كرمان، بوشهر، ساري،گرگان و .... برگزار كنيم.
اين نوازنده سه‌تار در خصوص چگونگي اجرا در شهرستان‌ها ادامه داد: اين كنسرت‌ها در دو بخش خواهد بود به طوري كه در يك بخش محمدرضا لطفي به بداهه‌نوازي خواهد پرداخت و در بخش ديگر به همراه گروه هم‌نوازان شيدا قطعاتي را اجرا خواهند كرد. 

                                                                      رجوع به اصل خبر                  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت   توسط علیرضا محمودی 

به منظور جلوگیری از ایجاد بازار سیاه برنامه ریزی شد

شرکت دل‌آواز اعلام کرد؛ به منظور جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده و ایجاد تسهیل برای کلیه علاقه‌مندان به حضور در کنسرت همایون شجریان و گروه دستان، فروش فوق‌العاده بلیت کنسرت روز سه‌شنبه 29 مرداد در سامانه اینترنتی فروش بلیت انجام خواهد شد.

به گزارش روابط عمومی کنسرت، از آنجایی که طی هفته گذشته شایعاتی مبنی بر ایجاد بازارسیاه بلیت کنسرت همایون شجریان و گروه دستان شنیده شده است، شرکت دل‌آواز تعداد محدودی بلیت این کنسرت را در نوبتی فوق‌العاده، از ساعت 9 صبح روز سه‌شنبه 29 مرداد تا ساعت 13 همان روز در سامانه اینترنتی www.shajarianconcert.com به علاقه‌مندان عرضه خواهد کرد.

در این نوبت فوق‌العاده، پرداخت اینترنتی یکی از مراحل فروش بلیت است که می‌بایست در زمان انتخاب بلیت انجام شده و خرید بلیت در همان مراجعه اول قطعی شود. محدودیت خرید بلیت در این نوبت 3 قطعه برای هر نفر در نظر گرفته شده است.

علاقه‌مندانی که در این نوبت فوق‌العاده اقدام به خرید بلیت می‌کنند، صبح روز هر اجرا در محل شرکت دل‌آواز بلیت‌های خود را تحویل خواهند گرفت.

کنسرت همایون شجریان و گروه دستان طی روزهای 31 مرداد، اول، سوم و چهارم  شهریور در تالار بزرگ کشور برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1387ساعت   توسط علیرضا محمودی  به بالاترین بفرستید: درج در بالاترین

مژگان شجریان

خانم مژگان شجریان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت   توسط علیرضا محمودی 

مصاحیه با مژگان شجریان..بخش دوم

 

                                جرات من از همه خواهرانم بیشتر بود...

٭جالب است که هکاری بچه ها با استاد شجریان از آخر شروع شد.یعنی اول همایون که از همه کوچک تر بود و بعد شما.شما و همایون به واسطه نزدیکی سن احتمالا بیشتر با هم بودید؟رابطه تان از بچه گی چطور بود؟

 

   اززمانی  که ما ساز زدن را شروع کردیم این امکان را داشتیم که جلوی دیگران ساز بزنیم.بااینکه شاید هنوز چیزی بلد نبودیم ولی هیشه این جرات را به ما می دادند که حتی اگر یک درس کوچولو را یاد گرفتیم آنرا به دیگران ارائه بدهیم.در این مسئله جرات من از بقیه خواهرانم بیشتر بود!؟ و همین مسئله باعث شد که من این کار را بیشتر ادامه بدهم.از همان اول این جرات در من به وجود آمد که بتوانم جلوی دیگران ساز بزنم با اینکه هنوز چیزی بلد نبودم.همایون هم زمانی ساز زدن را شروع کرد که وقتی ضرب را در دست خودش می گرفت ساز از خودش بزرگ تر بود.تز همان بچگی هم ریتم را خیلی خوب ادا می کرد.و خدمت استاد فرهنگ فر هم کار می کرد.ما از بچه گی جلوی دیگران ساز می زدیم و جرات مان هم خوب بود.

 

 

 

٭و این امکان را هم داشتید که پیش خیلی ازبزرگان موسیقی مثل استد شهناز٬ مشکاتیان٬ لطفی٬ علیزاده و خیلی های دیگر تمرین کنید و ساز بزنید؟

 

    به هر حال ما در فضای موسیقی زاده شدیم.من البته در موسیقی چیز خاصی نشدم و واقعا ننوانستم حق موسیقی و موقعیتی را که داشتم ادا کنم ولی چیزی که هست این است که وقتی یک بچه در چنین محیطی بزرگ می شود موسیقی برایش مثل یک زبان می شود و با آن کاملا رابطه نزدیک پیدا می کند و یک کنش نهادی به موسیقی پیدا می کند.با اساتید بزرگ برخورد داشتیم و آنها لطف داشتند و به ما کمک می کردند ولی آن زمان ما خیلی کوچک بودیم و شاید در حدی نبودیم که انچنان که باید و شاید از محضرشان استفاده کنیم.من موقعی که ساز را شروع کردم در حد ابتدایی بودم و لابد برای استاد لطفی خیلی سخت بود که که به یک بچه درس مقدماتی سه تار بدهد.البته ایشان این زحمت را می کشیدند.من آن زمان نمی توانستم انچنان که باید و شاید از محضر ایشان استفاده کنم.الان مثلا خیلی بهتر می توانم تا آن موقع که بچه بودم چون یک بچه به هر حال به

 فراخور سن نمی تواند قدر درس استادش را بداند.

 

٭و نباید این را فراموش کرد که مادرتان هم دبیر بودند و اهل فرهنگ و طبیعتا به دلیل مشاغل کاری پدر٬ ایشان برای ساماندهی فعالیت های تحصیلی و هنری تان خیلی نقش داشتند؟

 

   مادر در رشته های مختلفی دبیر بودند و خیلی زحمت کشید برای کلاس های ما.در ان شلوغی ها ما را می بردند کلاس و می آورند وخیلی در کار و تحصیل ما تاثیر داشتند و در حقیقت تشویق مان می کردند که به موسیقی گرایش داشته باشیم.زمانی که من موسیقی را شروع کردم مصادف شده بود با سال های انقلاب و کلاس ها تعطیل شد و من توانستم آن را ادامه بدهم.شاید اگر آن موقع  آن کلاس ها پیگیرانه ادامه پیدا می کرد  قضایا برای من یکی خیلی فرق می کرد.

 

٭با توجه به اینکه از همان اول موسیقی را با آواز شروع کرده بودید.فکر می کنید دوباره آواز را بیشتر تمرین کنید و با استاد همخوانی هم داشته باشید؟

 

 راستش نمی دانم.من خودم خیلی دوست داشتم اواز کار بکنم.آن موقع هم که کار می کردم صدایم خیلی اماده تر بود و به من کمک می کرد ولی متاسفانه آن زمان که باید روی صدایم کار می کردم٬ کار نکردم و الان یه کم مشکل است که برگردم سر خط اول.البته پدر گفتند که باید این را ادامه بدهم و صدا سازی را شروع کنم . کار بکنم و فکر می کنم که بیشتر هدف ایشان این است که روی من برای تدریس آوازکار کنند تا اگر شد بعدا بتوانم کلاس های آواز را اداره کنم.اینکه من بخواهم در کنار پدر بخوانم خیلی جرات می خواهد که فکر نمی کنم این اتفاق بیافتد....

 

٭ولی شاید جرات خواندن با همایون را دارید به این دلیل که برادر کوچک ترتان است؟

 

    البته نه اینکه نتوانم ولی باید خیلی تمریناتم مداوم باشد تا صدایم را برگردانم به سر خط اول ان.

 

٭اینکه همایون هم از نظر چهره و هم از نظر صدا خیلی شبیه استاد هستند چه حسی را در شما بر می انگیزد؟البته نمی خواهم مسئله حسادت یا رقابت و این حرف ها را مطرح کنم...

 

   فکر می کنم اینکه می شنوید صدای طبیعی خود همایون است .حالا اگر شبیه صدای پدر است یک حسن است برایش.فکر نمی کنم او سعی کند که صدایش را بسازد تا شبیه به صدای پدر شود و این صدای طبیعی خودش است که می خواند  و خیلی هم خوب است و من خیلی خوشحال هستم و وقتی می خواند احساس می کنم شجریان دوم شکل گرفته و این باعث افتخار من است.

 

٭آقا همایون در مصاحبه به ما گفت که وقتی در کنسرت گوته در آلمان پدر سرما خورد و همایون به پدر گفت که او می تواند در بعضی جاها به جای ایشان بخواند پدر تعجب کرد.یعنی پدر خیلی شاهد تمرین هایش نبود.لابد او بیشتر تمرین ها و آواز خوانی هایش را در کنار شما بود.مخصوصا شما که شما ار لحظ سنی به او نزدیک ترید...

 

  نه٬ او خودش تمرین هایش را داشت و من هم آن زمان که همایون تمرین می کرد خیلی درگیر دانشگاه بودم  .به دو دانشگاه می رفتم و کار تحصیلی خیلی فشرده ای داشتم و او هم به صورت مستقل تمرین های خودش را داشت و اگر بود در کنار همه بود و هییچ فرق نداشت که مثلا چون من از لحاظ سنی نزدیک ترم بیشتر با من باشد

 

  ٭کدام آهنگ همایون را بیشتر دوست دارید و برای خودتان زمزمه می کنید؟

 

   من همه آهنگ هایش را دوست دارم.هر کدامش حال و هوای وخودش را دارد.من دوستشان دارم.وقتی کارهایش  را می شنوم خیلی لذت می برم.به او افتخار می کنم  و تبریک می گویم

 

 ٭همسرتان هم اهل موسیقی  هستند؟

 

    نه.موسیقی رادوست دارد اما خودش نوازندگی و کار موسیقی انجام نمی دهد.ما بیشتر در زمینه طراحی و اینها کار می کردیم و تخصص ایشان هم بیشتر در زمینه چاپ است.تجربه زیادی در این مورد دارند و من بیشتر کارهای طراحی را می کنم و زحمت کارهای مربوط به چاپ هم به دوش ایشان می افتد.

 

 

٭فرزندانتان چطور٬ چند فرزند دارید؟

 

   من سه فرزند دارم.دخترم دوازده سال دارد و الان چند سال است پیانو می زند.پسرهایم هم دوقلو هستد  وتازه شروع کرده اند به یاد گرفتن پیانو .خدا را شکر مثل اینکه هوششان هم بد نیست.

 

 

٭از آلبوم های که کار طراحی اش را انجام دادید کدامش را بیشتر دوست دارید؟

 

   راستش نمی توانم بگویم کدام را بیشتر دوست دارم.

 

٭با طراحی کدام آلبوم استاد شروع کردید؟

 

اولین کارم<<یاد ایام>> بود که کاری است با (براش)انجام شده  و بعد کارهای دیگر بود که هر کدام حال و هوای خودش را دارد.البته من دارم حس خودم را می گویم و شاید کسانی باشند که آن کارها را دوست نداشته باشند این حس خودم بوده در رابطه با آن موسیقی ای که برایش طراحی کردم.زمستان است را هم دوست دارم

 

٭برای چند آلبوم طراحی بروشور انجام دادید؟

 

    دقیقا نمی دانم.فقط این را می دانم که بعد از یاد ایام تقریبا همه طراحی های آلبوم را من انجام دادم به جز ساز خاموش  و سرود مهر که طراحی آنها را دوست عزیزم.آقای سیامک خیری زاده کار کردند.اگر اشتباه نکنم کار طراحی بقیه آلبوم ها من انجام دادم.

 

 

٭فکر می کنم بعد از دود و عود که مرحوم استاد ممیز کار کردند بقیه کار شما بوده است؟

 

 

   بله.اکثرا من طراحی کار را به عهده داشتم.

 

٭آن موقع دانشجو بودید یا درس تان تمام شده بود؟

 

   ان موقع دانشجوی رشته نقاشی بودم  و بیشتر کار نقاشی هم انجام می دادم.

 

٭آیا روابط  مشکلات خانوادگی روی حس تان از موسیق تاثیر می گزارد؟مثلا بروز مشکلاتی که به وجود آمده بود باعث می شد که شما <<یاد ایام>> یا طراحی بروشور آنرا دوست نداشته باشید؟

 

    نه٬ اینها هیچ ربطی به هم ندارد.من هیچ وقت نمی توانم بگویم که از یک موسیقی خوشم نمی آید٬ به فرض آنکه با آهنگ ساز آن  در مقطعی مشکل دارم.ذات هنر و موسیقی چیزی است که از بین نمی رود  و رابطه ای که من با موسیقی برقرار می کنم ربطی ندارد با رابطه یا اختلافی که من با آهنگ سازش دارم.

 

 

٭اگر بخواهید از بین آلبوم های پدر یک آلبوم را انتخاب کنید کدام را انتخاب می کنید؟

 

   هر کدام حس خودش را دارد  و من نمی توانم از بین شان انتخاب کنم .من همه شان زندگی کرده ام  و نمی توانم بگویم کدام را بیشتر دوست دارم.این مثل این می مانند که شما بخواهید بگویید کدام یک از خواهر و برادرانتان  را بیشتر دوست دارید.

 

٭شما در موسیقی دنباله رو پدر شدید.ادامه دهنده کار شما در خانواده شما ٬ خواهرزاده تان اوا مشکاتیان شد که کار  گرافیک می کند..

 

   بله٬ آوا جان در رشته گرافیک کار می کند.واقعا خوشحال هستم که می بینم  آوا دارد طراحی می کند  و کارهای پدرش را که طراحی کرده دوست دارم.بعضی هایش خیلی قشنگ است.آوا حس و حال خوبی در کارهایش دارد.

 

٭از شما نظر خواهی هم کرده؟

 

 

  در کارهای که انجام داده نه٬ خودش مستقلا کار کرده. به هر حال من هر کمکی که بتوانم به او بکنم خوشحال می شوم.اگر نیاز داشته باشد اما فکر نمی کنم  که نیازی به من داشته باشد..

 

 

٭موسیقی در خانواده شما خیلی جدی است.اما وقتی که با هم و در جمع خودمانی هستید آیا همایون که استاد ضرب هم هست.آهنگ های ریتمیک و کوچه بازاری هم می خواند؟

 

   نه٬ ممکن است با پیانو یا ضرب آهنگ های ریتمیک بزند ولی اینکه بخواند نه٬ چیزی که از همایون یادم می آید این است که از بچه گی می شد زندگی موسیقی را در او دید و واقعا همه کارهایش با موسیقی  و ریتم بود و خلاقیت موسیقی اش خیلی زیاد بود.

 

٭گفتید بچه هایتان موسیقی کار می کنند  و طبیعتا نوه های دیگر استاد هم هستند فکر می کنید این راه آنقدر ادامه پیدا کند که چند سال بعد یک گروه تشکیل داشته باشیم  که همه شجریان باشند؟

 

 

   نمی دانم.زندگی خیلی فراز و نشیب دارد  و هر اتفاقی ممکن است بیفتد.آدم نمی تواند پیش بینی کند در آینده بچه های آدم چه شکلی و چه کاره می شوند.

 

 

 ٭البته من دقت نکردم به اینکه فقط همایون می تواند گروه شجریان درست کند و بچه های شما  رفیعی و مشکاتیان و اینها هستند؟

 

            بله .دقیقا با خنده

..................................................................با تشکر از آقای نصیری بابت انجام این مصاحبه.....

                                                         پی نوشت:

از امروز سایت بلاگفا اقدام جالب توجهی را در زمیته بیشتر کردن کاربران خود انجام داده است!(اونم چه کاری).از این پس مطالبی که در وبلاگ ها گذاشته می شود نباید حجمش بیشتر از ۵۰ کیلوبایت باشد.اگر هم که بیشتر باشد اجازه درج مطلب به شما نمی دهد..

   توضیح:
وب سایت های ارائه دهنده امکانات وبلاگ نویسی در سراسر جهان هر روز به مجهز کردن سیستم های خود اقدام می کنند.از ابزارهای جدید تا فضای بیشتر!قالب های جدید تر و هزاران روش دیگر که به جذب کاربران کمک می کند.در عوض در کشور ما همه چیز مانند همیشه برعکس است.به جای آپدیت سیستم ها شاهد پسرفت  سیستم ها هستیم.به جای بیشتر کردن ابزارها  شاهد عمل نکردن کدهای جدید در وبلاگ ها هستیم.از همه بد تر کم کردن فضای وبلاگ است.این دیگه نوبره...مطالبی که در .بلاگ می زاری نباید بیشتر از ۵۰ کیلوبایت باشه....به همه وبلاگ نویسان این واقعه جان سوز را تسلیت عرض می نمایم و برای بازماندگان بقای عمر را از درگاه حق مسئلت می کنم..

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت   توسط علیرضا محمودی  به بالاترین بفرستید: درج در بالاترین

جای همایون خیلی خالی است

 

 

 

    گفت و گو با مژگان شجریان

              <<آرش نصیری>>

 

 

 

 

به هر حال هنرمندی که به عنوان نوازنده٬ سمت راست خواننده بزرگی چون استاد شجریان می نشیند٬ بسیار مطرح

تر می شود حتی اگر از اولین برای که اسمش در آلبومی از پدر حک شده بود سال ها گذشته باشد.مژگان شجریان آن زمان دانشجوی نقاشی بود و ضمن آنکه چندین سال قبل تر با تعلیم اواز و سه تار نزد استادان بزرگ اصالتش با موسیقی را آغاز کرده بود به عنوان طراح آلبوم های استاد مطرح شد و بعد رفت که گرافیک بخواند و تا مقطع فوق لیسانس پیش رفت و قبل از آن٬ ازدواجش با کسی که یک شرکت تبلیغاتی را اداره می کرد مسیر زندگیش را کشاند به حاشه موسیقی.حال آن طراح حاشیه موسیقی آمده است به متن آن٬در گروهی که خواننده اش استاد شجریان است و رهبر گروش یک نوازنده تار و سه تار و او در سمت راست استاد سه تار می زند.به هر حال
صحنه جذابیت های خودش را دارد. حالا خانم مژگان شجریان درست در وقتی که همایون رفته است کار مستقل اش را آغاز کند آمده است به همراهی استاد هر چند می گوید این مسئله اتفاقی بوده است.یاد ایامی که مژگان شجریان با "یاد ایام"طراحی آلبوم های استاد را آغاز کرد به خیر...

 

 

 ٭در خانواده های هنری٬ کسانی که به سمت هنرهای دیگر مثل طراحی
و گرافیک می روند که به نسبت کم حاشیه تر از موسیقی است و به نظر می رسد که راهشان را انتخاب کرده اند اما شما به هر حال به سمت کنسرت دادن در موسیقی کشیده شده اید...

 

   حقیقتش این است که یکی از رشته هایی که من در آن کار کردهام موسیقی است٬ من هم لیسانش موسیقی هستم و هم لیسانس نقاشی و بعد از آن فوق لیسانس گرافیک را گرفتم اما حکایت موسیقی جداست.ما در خانواده ای هستیم که که
موسیقی رکن اساسی زندگی ماست.از بچه گی هم موسیقی را شنیده ایم و هم کار کرده ایم و من در دانشگاه هم این موسیقی را ادامه
داده ام ولی متاسفانه بعد از ازدواج نتوانستم آنرا پیگیرانه دنبال کنم.در کنار همسرم یک شرکت تبلیغاتی داشتیم و من این کار را بیشتر ادامه دادم و بیشتر روی آن پافشاری کردم.کار من بیشتر طراحی  های بود که روی موسیقی انجام می شد و تزهای  هم که در دانشگاه داشتم بیشتر در ابطه با موسیقی٬ رنگ  و کلا طراحی که می توان روی موسیقی انجام داد. من این کار را هم در نقاشی انجام دادم و هم در گرافیک  و شاید بشود گفت که کار اصلی  و تخصصی من همین است و به همین علت بیشتر در این زمینه کار کردم.

 

٭فکر می کنم این کار را از اول با کارهای پدر شروع کردید؟

 

   بله و بعد هم در حقیقت خارج کار پدر روی موسیقی کار گرافیکی دیگری انجام ندادم.البته آن زمان که شرکت تبلیغاتی داشتیم کارهای دیگری راهم در کنارش انجام می دادیم و عمده تمرکزم روی موسیقی بود.

 

٭به نظر می رسد هر کار دیگری که انجام می دادید از موسیقی گریزی نداشت؟

 

   به هر حال ما با موسیقی پیوند داریم و هیچ وقت نمی توانیم فکر کنیم که از آن جدا شده ایم..

 

٭جدا از کار کردن روی حاشیه موسیقی٬ خودتان هم آواز کار کرده اید؟

 

   بله.به همراه خواهرانم و همایون جان یک مقدار با پدر کار کردیم که بیشتر مرحله صداسازی و یکی دو دستگاه موسیقی بود.ولی بعدا برای ما این مسئله کم شد و ادامه ندادیم و آن تبدیل شد به اینکه گاه و بیگاه با پدر صدا سازی و دستگاههای موسیقی را کار کنیم.البته خیلی کم پیش می آمد که ایشان وقت داشته باشند و همه ما باشیم  و بتوانیم با هم کار کنیم.

 

٭حتی همایون که با استاد همراهتر بود و کنسرت برگزار می کرد و جدی تر آواز را ادامه می دادهم در مصاحبه به ما گفت که خیلی وقت نمی شد با پدر به صورت منظم و منسجم کلاس داشته باشد.شما که دیگر دور بودید و ازدواج هم کرده بودید قطعا کمتر هم می توانستید به این کار بپردازید؟

 

   بله.به هر حال من دوره ای کامل را نتوانستم با ایشان طی کنم ولیکن در حد پایین تر کار کردیم و دستگاهای بیات اصفهان و همایون را کار کردیم و خیلی وقت نشد.خواهرانم ازدواج کردند و بعد من ازدواج کردم و زمان های زیادی بود که پدر کنسرت داشتند و در خارج از کشور تشریف داشتند و زمانهایی را هم که در ایران بودند کار های دیگری داشتند ..بنابراین کلاس ها خیلی پیگیرانه دنبال نشد

 

٭ولی کلاس ساز را خودتان ادامه دادید؟

 

   بله.ساز را از وقتی که کلاس پنجم بودم در مراحل مقدماتی کار در خدمت استاد لطفی  شروع کردم و بعد هم مدتی خدمت استاد علیزاده رفتم.اینها همه در مرحله مقدماتی بود.بعد از آن موقعی بود که که چاووش را بستند و تعطیل شده بود و اساتید اصلا در دسترس نبودند که بشود از محضرشان استفاده کرد.بعد از مدتی من وخواهرم خدمت استاد مشکاتیان ردیف ماهور را کار کردیم و بعد از آن من شخصا این مسئله را دنبال کردم و بعد از ان هم وقتی وارد دانشگاه شدم ردیف ها را خدمت سرکار خانم مهربانو توفیق کار کردم.یک مدت خیلی کوتاهی هم خدمت آقای شعاری تکنیک نوازندگی را کار کردم.

 

٭موقعی که خدمت آقای مشکاتیان کلاس می رفتید همان موقع هایی بود که بعد از آن افسانه خانم با آقای مشکاتیان ازدواج کردند؟

 

   بله.بله همان موقع ازدواج کردند.و کلاس های ایشان هم به این علت که استاد مشکاتیان از هنرمندان بنام بودند و کنسرتها و کارهای مختلفی داشتند خیلی مداوم و پی در پی نبود ومن خیلی  کم توانستم در محضر ایشان باشم.اما خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم .بعد از دانشگاه حدود دوازده  سال ساز را به طور جدی کنار گذاشتم تا این اواخر که گروه شهناز داشت شکل می گرفت. من از پدر خواهش کردم که اگر می شود برای اینکه دوباره تمرین هایم را شروع کنم در کنار استاد درخشانی و بچه ها کمی کار کنم.بعد که شروع کردم خیلی تشویق کرند که در گروه شرکت بکنم و برای من هم یک افتخار بود که در کنارشان باشم بنابراین به خودم اجازه دادم که این جسارت را به خرج دهم و در کنارشان باشم.

 

٭ اینطوری به نظر می رسد که پپدر دوست داشت در گروهش همیشه یکی از اعضای خانواده اش باشد و بنابراین وقتی مقرر شد که همایون نباشد به شما گفتند در گروه نوازندگی کنید؟

 

   من خودم از پدر خواهش کردم که فقط برای تمرین در کنارشان باشم .وقتی استاد درخشانی  اسامی را می دادند و اسم من هم دادند من گفتم اصلا توقع ندارم که به عنوان یکی از اعضای گروه باشم.منتها خودشان گفتند که تو انقدر خوب کار کردی که حیف است در گروه نباشی.ایشان به پدر گفتند که اگر می شود مژگان هم در گروه ما باشد و پدر هم قبول کردند .در حقیقت پیشنهاد بچه های گروه بود که من در گروه باشم و پدر هم پذیرفتند.و وقتی من به پدرگفتم نظر شما چیست گفتند:من خودم خیلی دوست دارم ولی نمی خواستم بچه ها را تحت فشار قرار بدهم که حتما تو را بپذیرند.می خواستم خودشان این مسئله را بخواهند..

 

٭قرار بود در گروه نوازندگی سلو هم داشته باشی؟

 

  اوایل قرار نبود سلو داشته باشم ولی برای سه شب اخر کنسرت٬ پدر گفتند اگر بشود نوازندگی سلو داشته باشی خوب است و بنابراین در سه شب اخر کنسرت سلو زدم

 

٭پسر برای پدر جای خودش را دارد ولی معمول این است که پدر خیلی با دختر عیاق است.مخصوصا دختر اخری.اینکه شما ساز سلو بزنید  و پدر آواز بخواند فکر می کنم خیلی برای پدر دلچسب بود.این را قبول دارید؟

 

   دلچسب که هست و برای من هم افتخار بزرگی است ولی به هر حال در کنار بزرگانی چون استاد درخشانی قاعدتا من  نبایدبه خودم این اجازه را بدهم که این کاررا بکنم.

 

نقل از هفته نامه شهروند امروز_شماره 58 _ یکشنبه 20 مرداد

 

                                                                    ادامه دارد...

پی نوشت

 

٭من که از آقای نصیری توقع داشتم سوال های بهتری بپرسد.مثلا احساس شما از اینکه برای اولین بار روبه روی بیش از 3500 نفر ساز بزنید چیست؟ یا اینکه  در بخش های از کنسرت امسال بیشتر در بم ها صدای استاد کمی می گرفت  به شما چه احساسی دست می داد؟ و یا باز هم رفتار در محیط دانشگاه با مژگان شجریان به چه صورت بود.هم دانشگاهی ها...مسئولین و .. به عنوان فرزند خسرو اواز ایران؟و سوال های زیاد دیگری..

 

٭٭متاسفانه عکسی در این مصاحبه از خانم مژگان شجریان گرفته نشده است...

 

٭٭٭بیشتر سوال ها کلیشه ای بوده و مانند مصاحبه اقای رئوفی با همایون منسجم انجام نشده است

 

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت   توسط علیرضا محمودی  به بالاترین بفرستید: درج در بالاترین

ما و شجریان

                  .............دعوت به شجریانی شدن....بخش اول.............

دعوت به شجریانی شدن

 

زمان زیادی است که دوست دارم مطلبی هرچند کم در رابطه با موسیقی شجریان و جامعه بیمارمان بنویسم و در آن به صراحت بگویم که شجریان گوش دادن افتخار است نه ننگ..گفتن اسم استاد بین خواننده های مورد علاقه در کلاس نه تنها تمسخر دیگران را به دنبال ندارد بلکه باعث می شود دیگران در رابطه با شخصیت شما بیشتر کنجکاو شوند.منظورم را با مثالی برای شما خواننده عزیز روشن می کنم..همه ما می دانیم کسی که موسیقی کلاسیک ایران را گوش می دهد.پیوند عاطفی و روحی زیادی با شاعران بنام کشور حافظ و سعدی دارد.و با خواندن دیوان و بوستان این عزیزان چنان سر مست می شود که هیچ شرابی نمی تواند این مستی را برای او به ارمغان بیاورد.برای مثال نگارنده با هر بار خواندن این بیت حافظ غرق در شادی می شود:

 

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

 

                   و این راز سر به مهر به قیامت ثمر شود

 

و این ابیات  زیبای استاد سخن سعدی:

 

هزا جهر بکردم که سر عشق بپوشم

 

                               نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

 

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

 

                         شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم

 

 

حال چه کسی را می توان یافت که نخواهد این شراب و مستی را با دیگری قسمت کند.ما ایرانی ها که در این مورد زبان زد عام و خاص هستیم.پس باید این عشق خود را فریاد بزنیم در هر جایی و مکانی..خانه٬ محل کار٬ کلاس زبان و با صدایی هر چه بلند تر بگوییم ما همه شجریان گوش می دهیم.

اینکه اسم شجریان به عنوان خواننده در همه جای این کشورجریان دارد وهمه او را به عنوان کسی که آواز می خواند می شناسند.بر کسی پوشیده نیست.ولی باید اعتراف کزد صدای این بزرگوار را عده ی خیلی کمی در زمان ما شنیده  اند( بدون در نظر گرفتن رینای استاد)حال با گفتن اسم استاد در جمعی غیر شجریانی اولین چیزی که به ذهن دوستان نا شجریانی خطور می کند٬این است مگه جوان ها هم شجریان گوش می دهند.مگه ایشون برای جوان ها هم می خونند.در این جا نوبت ماست که به پاخیزیم و هنر های استادمان را به رخ همگان بکشانیم

 

تا حالا شنیدی بلیت 35000 تومنی رو کسی 400000 تومن بخره....تا حالا شنیدی کسی بعد از کنسرت بدون میکروفن در سالن بخونه...شنیدی همین شجریان جایزه پیکاسو گرفته...می دونستی ریگلی اسکات مستند ایشون رو ساخته...می دونستی وقتی بعد از 10 سال در تهران کنسرت گذاشت عده ای از جوانان تو خیابون رختند و هر کار دلشان خواست کردند...می دونستی تو کنسرت ایشون عده زیادی از اول اجرا تا آخر گریه می کنند.از 16 ساله گرفته تا پیرزن 75 ساله!...می دونستی برای مردم بم کنسرت گذاشته و در حال ساخت پروژه ای عظیم برای مردم بم است...آهای استاد زیان با شما هستم آیا می دونستی که قاکس نیوز یک ساعت از برنامه زنده خودشو به استاد اختصاص داده؟نه می دونستی..می دونستی یکی از بزرگ ترین قاریان قران در مصر گفته این جلو این شجریان رو بگیرید و گر نه مثل توپ صدا می کنه...و در آخر می دونستی یه اقسانه ی در مزار مولانا در این 30 40 ساله پیچیده که شخصی با صدای بی نظیری به زیباترین شکل ممکن به اشعار مولانا را بر سر مزارش خوانده و این افسانه سال به سال پیچیده که چه کسی این اواز را سر داده...تا اینکه پارسال بیست و یکمین نوه مولانا بعد از شنیدن صدای استاد اعتراف می کند که در این روز این افسانه به حقیقت پیوست و آن شخص محترم کسی جز استاد شجریان نبوده است...و خیلی افتخار دیگر که استاد به مردم ایران هدیه داده است.

 

 

در اینجا همه انهایی که دندان تیز کرده بودند که دوست عزیز ما رو مسخره کنند٬ انگشت حیرت به دندان می فشارند و چاره ای جز گفتن این جمله ندارند:آخه ما از کجا باید خبردار می شدیم؟چرا صدا و سیما  افتخارات ایشون رو در قالب گزارشی به مردم گزارش نمی ده...چرا روزنامه ها این اخبار رو منعکس نمی کنند ؟ر این لحظه داغ دل ما تازه می شود..

+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت   توسط علیرضا محمودی  به بالاترین بفرستید: درج در بالاترین

دومین کنسرت محمدرضا شجریان در سالن میلاد برگزار می شود

....................................................................................تکذیب خبر................................................................................

محمد‌علي رفيعي - مدير برگزاري کنسرت‌هاي شجريان - درباره‌ي اخبار منتشر شده مبني بر تمديد کنسرت اين گروه با استاد محمدرضا شجريان طي هفته سوم مهرماه در تالار ميلاد اعلام كرده است هيچ برنامه‌ريزي براي تمديد کنسرت استاد شجريان و گروه شهناز انجام نشده است.

به گزارش بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بر اساس اطلاعيه‌ي شركت برگزار كننده‌ي كنسرت‌هاي شجريان، مدير برگزاري اين کنسر‌ت‌ها با تکذيب خبر تمديد اجراهاي شجريان، تاکيد کرده كه تنها برنامه فعلي کنسرت همايون شجريان و گروه دستان است که تمامي نيروي ستاد اجرايي کنسرت‌هاي دل‌آواز به اين برنامه معطوف است.

رفيعي گفته است کليه کنسرت‌هاي استاد شجريان از سوي شرکت دل‌آواز برنامه‌ريزي و مديريت مي‌شود و تمامي اخبار رسمي برگزاري اجراها نيز تنها از سوي همين شركت منتشر خواهد شد.

کنسرت استاد محمدرضا شجريان و گروه شهناز خرداد و تير امسال به مدت 7 شب در تالار بزرگ کشور برگزار شد.


کنسرت گروه موسیقی "شهناز" به سرپرستی مجیددرخشانی با آواز محمدرضا شجریان بعد از ماه رمضان در هفته سوم مهرماه در سالن بزرگ میلاد برگزار می شود.

مجید درخشانی آهنگساز و سرپرست موسیقی "شهناز" با اعلام این خبر در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : به دلیل استقبال گسترده مردم از کنسرت گروه موسیقی "شهناز" در تالار بزرگ کشور همین اجرا را با انجام تغییرات جزئی در سالن بزرگ میلاد برگزار می کنیم.

وی در ادامه افزود : قطعات مانند گذشته در دو قسمت اجرا می شود. قسمت اول این کنسرت در دستگاه همایون با تصنیف "چشم یاری" از ساخته های شجریان،"باد صبا" از آثار حسام السلطنه مراد با شعری از ملک الشعرای بهار،آواز شوشتری،چهارمضراب بیداد و همچنین تصنیف" رندان مست" از ساخته های خودم اجرا خواهد شد و در قسمت دوم مجموع قطعات را در دستگاه شور با عنوان " مرغ خوشخوان" اجرا می شود.

این نوازنده تار با اشاره به تغییرات انجام شده در اجرای گروه "شهناز" گفت : برخی انتقادها به گروه موسیقی شهناز هنگام اجرا در تالار بزرگ کشور وارد بود که با بررسی این انتقاد ها برخی از نکات که مورد قبول اعضای گروه نیز بود در این اجرا برطرف شده است اما سازبندی گروه هیچ تغییر نکرده و با همان ترکیب گذشته اجرا می کنند.

سرپرست گروه موسیقی "خورشید " در ادامه به روند فعالیتهای این گروه اشاره کرد و گفت : تمرینات گروه "خورشید " پس از وقفه ای کوتاه مدت بار دیگر از سرگرفته شده است و قرار است اواخر پاییز نخستین کنسرت این گروه در سال جاری برگزار شود. در این اجرا قطعاتی در ماهور را که تا کنون در اجرا نشده را اجرا می کنیم و همچنین قطعات "سفر به خیر" و "به کجا چنین شتابان" در دستگاه اصفهان به روی صحنه خواهد رفت.

مجید درخشانی در پایان به اجرای اخیر گروه "آوا" در سلیمانیه عراق اشاره کرد و گفت : مردم هنر دوست سلیمانیه عراق علاقه عجیبی به موسیقی ایران دارند و خوشبختانه استقبال شگفت انگیزی از کنسرت گروه "آوا" در دوشب از اجرا شد. قطعات این کنسرت برگرفته از آلبوم غوغای "عشق بازان" بود که سال گذشته در تهران اجرا شد..

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت   توسط علیرضا محمودی  به بالاترین بفرستید: درج در بالاترین