تبليغاتX
بـــــــــی همــــگـــان..نسخه جدید

شجريان؛ «سعدي خوان‌ترين» خواننده ايراني

استاد شجریان

خبرگزاري فارس: اول ارديبهشت روز سعدي است و پيوند موسيقي با شعر اين شاعر بزرگ از سوي خوانندگان بسياري از جمله محمدرضا شجريان برقرار شده است.

برای شنیدن قطعه ی از آلبوم نوا اینجا کلیک کنید. 

بهار فصل شعر است. سعدي(اول ارديبهشت)،عطار،( 25 فروردين) فردوسي(25 ارديبهشت) و خيام(28 ارديبهشت) از جمله شعرايي هستند كه در اولين فصل سال بزرگ داشته مي‌شوند.
هنر اين هنرمندان تنها در ديوان‌هاي اشعارشان جاي نگرفته‌اند بلكه از گذشته‌هاي دور پيوند ذاتي شعر و موسيقي ايراني باعث شده جايگاه رفيع اين شعرها از درون ديوانها بيرون كشيده شود و هر زمان با صداي يك خواننده به گوش مخاطب برسد.
به گزارش فارس، اول ارديبهشت با نام سعدي خو گرفته و جايگاه اشعار او در موسيقي سنتي ايران به گونه‌اي است كه خوانندگان بزرگ موسيقي ايراني چون تاج اصفهاني، بنان، محمدرضا شجريان، سيدجواد بديع‌زاده و ... آثاري را از مجموعه اشعار سعدي خوانده‌اند. اما بدون شك شجريان درخواندن اشعار سعدي پيشروست.
توجه به اين شاعر جهاني در آخرين آلبوم او نيز نمايانگر است. شجريان در آلبوم «سرود مهر»، غزل «دوچشم مست ميگونت ببرد آرام جان از دل» و « دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمي‌بينم» را از سعدي در بيات‌ترك خوانده است.
اما توجه او به سعدي ديرين‌تر است. «پيوند مهر» در زمره نخستين آلبومهاي پس از انقلاب شجريان است كه با آهنگسازي «فرهنگ شريف» به تمامي به سعدي اختصاص يافته است. غزلهاي معروف «هر كس به تماشايي رفتند به صحرايي»، «اي ساربان آهسته رو كآرام جانم ميرود» و «بگذار تا بگرييم چون ابر در بهاران» به همراه «خفته خبر ندارد سر بر كنار جانان» با صداي شجريان همراه شده‌اند.
اما آلبوم «نوا» كه به صورت مركب‌خواني عرضه شده يقينا نقطه عطف سعدي خواني استاد آواز ايراني است. شجريان در اين آلبوم غزل «بگذار تا نقابل روي تو بگذريم» و «ما گدايان خيل سلطانيم» را در دستگاه «نوا» چنان با استادي اجرا كرده كه هنوز پس از سالها طنين عارفانه اين اشعار در گوش علاقمندان موسيقي ايراني است. او در ادامه غزل «غم زمانه خورم يا فراق يار كشم» را نيز از سعدي در بيات ترك اجرا كرده است. آهنگسازي پرويز مشكاتيان نيز در اين مركب خواني كه از نوا به بيات ترك و سه‌گاه سرك مي‌كشد همراه شجريان است.
با وجود موفقيت بي‌نظير شجريان در اجراي آوازي اشعار سعدي در آلبوم «نوا» آنچه او به همراه جواب آواز مشكاتيان در آلبوم «دستان» بر روي غزل «از در درآمدي و من از خود بدر شدم..» در «چهارگاه» به نمايش گذاشت اوج تلفيق شعر سعدي و موسيقي ايراني است.
غزل «اي پيك پي خجسته كه داري نشان دوست» در بيات زند در آلبوم «دل مجنون»،‌ «برخيز تا يك سو نهيم اين دلق ازرق فام را» در بيات زند در آلبوم «در خيال» و غزل «شبي ياد دارم كه چشمم نخفت» درشور و در آلبوم «بهاردلكش» و غزل «تو را سريست كه با ما فرو نمي‌آيد» از آلبوم «فرياد» از جمله ديگر اشعار سعدي با اجراي شجريان است.
شجريان سعدي خواني خود را همچنان در كنسرتها و آلبوم‌هايش ادمه مي‌دهد به طوري كه سال گذشته اولين كنسرت خود را با گروه آوا با عنوان «استاد سخن سعدي» برگزار كرد و چندي بعد نيز قسمت دوم اين كنسرت را در قالب آلبوم موسيقي با عنوان غوغاي «عشق بازان منتشر نمود».
بهترين وصف درباره سعدي خواني شجريان را خود او در تصنيف «اگر دستم رسد روزي كه انصاف از تو بستانم» از زبان سعدي و با آهنگسازي فرهاد فخرالديني در چهارگاه بيان كرده است: «من آن مرغ سخندانم كه در خاكم رود صورت هنوز آواز مي‌آيد به معني از گلستانم»

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 فروردین1387ساعت   توسط علیرضا محمودی  به بالاترین بفرستید: درج در بالاترین

ورود مژگان شجریان به عرصه موسیقی

ضبط نخستین آلبوم گروه موسیقی "رودکی" به خوانندگی محمدرضا شجریان و آهنگسازی مجید درخشانی تیرماه سال جاری توسط انتشارات دل آواز منتشر می شود.

مجید درخشانی نوازنده تار گروه موسیقی رودکی با اعلام این خبر درخصوص قطعات این آلبوم گروه موسیقی" رودکی" به خبرنگار مهر گفت : این آلبوم شامل شش قطعه در دستگاه همایون با اشعاری از مولانا ،حافظ و سعدی است و تا کنون ضبط سه قطعه از این آلبوم انجام شده است و باقی قطعات نیز ظرف یک هفته آینده به پایان خواهد رسید.

وی در ادامه با اشاره به قطعات این آلبوم گفت : پیش درآمد در همایون، زنگ شتر،چهار مضراب در بیداد، تصنیف "ما ز یاران چشم یاری داشتیم "از ساخته های استاد شجریان و همچنین تنظیم جدید بر قطعه "باد صبا" از آثار حسام السلطنه از جمله قطعات موجود در آلبوم گروه موسیقی رودکی است.

این نوازنده تا در خصوص برنامه های آتی گروه موسیقی خورشید گفت : موسیقی متن تئاتر "رودکی" به کارگردانی علی پویان را به تازگی به پایان رساندم و از اواخر فروردین ماه به روی صحنه خواهد رفت ؛ تمرینات گروه موسیقی "خورشید" آغاز شده و نخستین اجرای این گروه در سال جدید در اصفهان خواهد بود.

 "سینا جهان آبادی" نوازنده کمانچه ،"شاهو عندلیبی" نی،"حامد افشاری" قیچک باس،"مهرداد ناصحی" قیچک آلتو،"کاوه معتمدیان" کمانچه ، "رادمان توکلی" تار ،"رامین صفایی" سنتور ، "حمید قنبری" تنبک،"حسین رضایی نیا"دف،"محمدرضا ابراهیمی"عود،"مژگان شجریان" سه تار و عمیدی بم تار و رباب اعضای گروه موسیقی "رودکی" هستند که در ضبط این آلبوم محمدرضا شجریان را همراهی می کنند. 

منبع مهر   

+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1387ساعت   توسط علیرضا محمودی  به بالاترین بفرستید: درج در بالاترین

سال 86

سالی که گذشت سال بسیار پر باری برای موسیقی ملی کشور ما بود.از ابتدا نوید سال پر رونق کنسرت های اساتید بزرگ را می داد.گمان می رفت که دیگر مشکلات برگزاری کنسرت ها از بین رفته است و مشکلی برای برگزاری وجود ندارد اما چنین نشد.کنسرت پهلوان تار ایران محمد رضا لطفی طی سه شب با مشکلات کمی برگزار شد و نوبت به شجریان دوست داشتنی رسید.از حدود پانزده روز مانده به کنسرت استاد خبر غم انگیزی خاطر همه ی ما را آزرد و آن مرگ مادر استاد گران مایه موسیقی  کشورمان بود.همایون و نوربخش(که درهمه جا حضور دارد)در دفتر دلاواز جزئیات را شرح دادند و اعلام کردند که بلیت فقط به صورت اینترنتی فروخته خواهد شد.از مشکلات عدیده تهیه بلیط که بگذریم می به قسمت اصلی ماجرا و آن طلب کردن 5 میلیون تومان برای هر شب برگزاری کنسرت توسط اماکنی های عزیز!

من بعد از گذشت حدود 8 ماه هنوز درست متوجه این درخواست اماکن نشدم و شاید هرگز هم متوجه نشوم.این کشمکش تا آنجا پیش رفت که خبر لغو کنسرت در خبر گزاری ها پخش شد(از قبیل ایسنا و مهر  و...)_نگارنده برای شب اول بلیط داشت و ساعت حدودا 3.5  این خبر را در خبر گزاری ها مشاهده کرد.و بقیه ماجرا...

 

 

قصد ندارم تکرار مکررات بکنم و هر آنچه که شما عزیزان می دانید دوباره بازگو کنم اما می خواهم در مورد این مسئله قضاوت کنید و نظرتان را برایم بنویسید:

 

از حدود تیر ماه تا اواخر آبان کنسرت ها در تالار کشور برگزار شد و 6 و 7 کنسرت در این تالار اجرا شد.یکی به بنده بگوید برای کدام یک از این عزیزان این مشکلات کنسرت شجریان اتفاق افتاد.تهیزات صدابرداری علیزاده بدون هیچ مشکلی نصب شد ولی تا ساعت 2 اولین روز کنسرت شجریان هنوز این تجهیزات اجازه ورود نداشت.کنسرت های کامکار ها و گروه عارف و ... بدون هیچ شائیه ی برگزار شد.به نظر شما با این دلایل به چه نتیجه ای می رسیم و این نتیجه گیری را به شما واگزار می کنم.

از اجرا ها که بگذریم می رسیم به کار های ارائه شده به بازار  که از این منظر هم سال قابل قبولی بود.ارائه سه کار از شجریان نشان دهنده این است که سال پر کاری برای ایشان بوده است.آلبوم های خوبی هم منتشر شد .کار گروه شمس با نوربخش زیبا بود از جمله تصانیف مرا مگذار و مگذر و پنهان چو دل بهتر از بقیه اجرای این اثر بود.ساز و آواز ها انتظارها  را از ایشان برآورده نکرد.کار های دیگر هم به نسبت گروه و خواننده خوب بود.

 

 

 

یک اتفاق بدی که سال 86 اتفاق افتاد سخن تند و بی رحمانه مشکاتیان به لطفی عزیز بود.و حرکت دور از اخلاق ایشان که برنامه را در حین اجرا با آن شوالیه!ترک گفت.این حرکت از ناظری بعید نبود چون دو سه سال پیش هم در جشن خانه موسیقی برای گرفتن جایزه از دست شجریان بیشتر از کمی دیر آمد ولی از مشکاتیان بعید بود این حرکت!

اصولا انتقاد استاید یک هنر از هم اگر وارد هم باشد خیلی نزد مردم خوشایند نیست . خصوصا اگر این اساتید چند صبا پیش با هم روی صحنه بودند و کار می کردند وحتی در اوایل انقلاب  حرکت های انقلابی هم می کردند.این حرکت مشکاتیان باعث شد مردم با نگرشی متفاوت و موشکافانه تر به اجرای ایشان در تهران داشته باشند.کنسرت مشکاتیان به نظر شخصی نگارنده که در آن حضور هم داشتم خیلی ضعیف به نظر می رسید.اجرای ضعیف خواننده که زمانی با استاد پایور کار می کرد همه را حیرت زده کرد.شیوه گفتن کلمات توسط خواننده به گونه ای بود که اگر با اشعار آشنایی نداشتید قابل فهم نبود.در شب سوم که استاد شجریان هم در تالار حضور داشتند صدای خواننده پرده داد ٬تعدادی از سازها کوک نبود٬معلوم نبود ساز عود چه نقشی بر عهده داشت و مشکلات دیگر...

 

به نظر نگارنده اگر انتقاد تند مشکاتیان به لطفی به این شدت صورت نمی گرفت حداقل به نسبت نقد های کمتری به اجرای ایشان گرفته می شد  به هر تقدیر جامعه خیلی نمی پسندد که چند استاد در مورد هم دیگر به شدت سخن بگویند واز هم انتقاد کنند چون این کار  این کار جز خدشه وارد کردن به شخصیت شان حاصل دیگری برایشان ندارد.

 

سال 86 با تمام فراز و نشیب هایش به پایان رسید و نوید سالی بهتر را در عرصه موسیقی به ما داد .این طور که در خبر ها آمده کنسرت استاد لطفی در اردیبهشت ماه در تلار کشور برگزار خواهد شد و همایون هم در صورت مساعد شدن شرایط قصد دارد چند شبی بدون پدر لب به نغمه سرایی بزند پس با این اوصاف مثل سالگذشه  سالی خوبی را در پیش خواهیم داشت از حیث کنسرت ها

 

 

با آرزوی موفقیت برای تمام اساتید این مرز و بوم که برای اعتلای فرهنگ این سرزمین می کوشند تا نام فرهنگ غنی ایران را به تمام عالم برسانند امیدواریم سال 87 سال بها دادن به موسیقی باشد و تفکر حرام بودن موسیقی و نشان ندادن ساز و .. که در این قرن دیگر جای ندارد از بین برود.این چند خط درد دلی بود با شما عزیزان نیک سرشت که با مشکلات بر سر راه موسیقی خوب آشنا شوید و اگر به اجرای صحنه ی هنر مندی رفتید و انتظار شما را برآورده نکرد بدانید برای چیست.   
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 فروردین1387ساعت   توسط علیرضا محمودی  به بالاترین بفرستید: درج در بالاترین

نقدی بر مدیران موسیقی ایران

نوشته مجيد رئوفي : شجريان را داريم، پس مي‌توانيم همچنان سرمان را بالا بگيريم و به زنده بودن موسيقي ايراني اميدوار باشيم.

شجريان را داريم، پس از انتظار كشيدن براي شنيدن نواهاي جديد مسحوركننده كه ما را حالي به حالي مي‌كند، دست بر نمي‌داريم. منتظر مي‌نشينيم و چشم به در مي‌مانيم.

با شجريان هنوز به ظهور شاهكاري مثل «شب، سكوت، كوير» از دل اين سكوت آزاردهنده موسيقي ملي،  اميد داريم.

مي‌توانيم دوباره و هزارباره، صداي آسماني او را بشنويم و هر بار به كشف و شهود لطايف نهاني صداي او نايل شويم.

شجريان را داريم، پس چه باك از هجوم بي‌مروت كارنابلدان. چه باك از هجمه تخريب‌گران ميراث باربد و نكيسا...

همين كه اين اعتبار فرهنگ ايران، هنوز براي مردمش مي‌خواند و هنوز «صداي مردمش» است، غنيمت است. يكي مي‌گفت شجريان خواننده خوش‌صدايي است. اما اين اظهارنظر، ظلم است به فرهنگ، ظلم است به ايران و ظلم است به شجريان. پشت اين صوت مسيحايي، سال‌ها تاريخ هست. وقتي مردم از جايشان برمي‌خيزند و با تمام وجود براي او دست مي‌زنند، ديگر نمي‌توان گفت اين صداي شجريان است كه به او محبوبيت بخشيده. بايد به دنبال مختصات ديگري گشت. مگر مي‌شود افزون از چهار دهه خواند و هر روز خانه پرنورتري در قلب مردم يافت؛ مردمي كه به باد ملايمي از تو روي برمي‌گردانند. اين است كه با وجود تمام ناملايمات، او همچنان ميراث‌دار باربد مانده.

 

 

و شجريان، چه بخواهيم،چه نخواهيم با فراست مثال‌زدني و با نيروي خدادادي عظيمي كه در وجودش به وديعه نهاده شده، اين همه سال مانده و بي‌شك «مانا» خواهد بود.

هرچند آن جور كه بايد او را ارج ننهاده‌ايم. آنگاه كه نصرت فاتح علي‌خان هنرمند محبوب و بي‌بديل عرصه قوالي، نشان طلايي پيكاسو را از يونسكو دريافت كرد، پاكستاني‌ها زمين و زمان را به هم دوختند. اين رويداد هنري را همچون يك اتفاق عظيم اجتماعي ارج نهادند و با اين اتفاق، نام پاكستان را تا مدت‌ها در رسانه‌هاي جهان مطرح كردند. اما شجريان به سال 1999 به فرانسه رفت تا اين افتخار را براي فرهنگ ايران زمين به ارمغان آورد. اما مقايسه برخورد مردم و رسانه‌ها با اين دو موضوع....عجبا!

شجريان همچنين سال گذشته بالاترين نشان يونسكو يعني مدال موتزارت  را براي ايران كسب كرد، اما حجم اخبار حول و حوش اين افتخار بسيار بزرگ آنقدر ناچيز بود كه اگر هيچ نگوييم، حرمت‌ها را حداقل حفظ كرده‌ايم.افسوس

 

اما فقط نمي‌دانيم چرا استاد كمتر به رسانه‌هاي وطني نزديك مي‌شود. حفظ احترام و شخصيت ويژه او بر همه ضروري است و مي‌دانيم كه برخي حرمت‌ها را حفظ نكرده‌اند. اما مگر نمي‌گوييم او صداي مردم ايران است. چرا فيلمي كه فيلمساز  دانماركي از او ساخته، نبايد به ديد مردم كشورش برسد؟ چرا مردم نبايد بدانند كه استاد به همراه همكاران سابقش عليزاده، كلهر و همايون ساندتراك فيلم پادشاه بهشت اثر رايدلي اسكات، كارگردان مشهور‌هاليوودي  را اجرا كرده‌اند؟ چرا دويچه‌وله مي‌تواند با استاد ترتيب مصاحبه اختصاصي بدهد، اما اينجا رسانه‌هاي ايران اين امكان را ندارند. مردم دوست دارند و حق دارند كه بدانند صداي بي‌بديل كشورشان، چه‌ها برايشان دارد و چه‌ها كرده. مردم بايد هنرمند درجه يك كشورشان را بشناسند و به او نزديك‌تر باشند. مردم او را عاشقانه دوست دارند....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت   توسط علیرضا محمودی  به بالاترین بفرستید: درج در بالاترین

اتفاق بی نهایت بد

متن زیبایی برای نوروز نوشته بودم که به علت مشکلی که برای رایانه ام پیش اومد تماما از بین رفت .سعی می کنم چند خطی دوباره بنویسیم .چند عکس می گذارم تا مطلب را در وبم بگذارم:استاد با امضایش

شعری بسیار زیبا

+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1387ساعت   توسط علیرضا محمودی  به بالاترین بفرستید: درج در بالاترین